شماره کالا:  8816285
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی
  • اشتراک گذاری در تلگرام
  • اشتراک گذاری در توییتر
  • اشتراک گذاری در فیسبوک
  • اشتراک گذاری در گوگل پلاس

یادمان صمد

مجموعه مقالات و نقدها در مورد صمد بهرنگی و آثارش به کوشش علی اشرف درویشیان


وضعیت کالا:  نو (آکبند)

خرید   عدد از 10 عدد به قیمت 55,000   تومان  




فروشنده این کالا


نام کاربری: mughampub 4


گزارش تخلف


سال چاپ 1390-1396 هجری شمسی

 مشخصات بیشتر کالا

 

سالشمـار          .     

فعـالیتی  تـازه در زمینهی   ادبیاتکودکان / م.ح. آراز          .     

این کار بزرگ هنوز بلاتکلیف مانده / م- آزاد          .          

صمد و افسانه عـوام / جـلال آلاحمد          .    

صمد بهرنگی نقطه عطفـی در ادبیات انقلابیکـودک / محمود احیایی          .             

صمد معلّم مهـر و خشم / علیرضـا اسکندریون        .    

معلمـی که سراپـا صداقت بود  / رضا انـزایی نژاد            .    

اسطورهی صمـد و موضوع زبان / رضا براهنی         .    

یـادی از صمد / احمد بصیری                 .    

همـراه صمد در تبریز / اسد بهرنگی         .      

اینک میـلادی در گور / اسد بهرنگی            .    

یک اعتراض برای نمونه از میان صدها اعتراض / اسد بهرنـگی            .      

تحلیل تطبیقی قصهی ماهی سیاه کوچولو  /  احمد بیانی           .    

صمد بهرنگی؛ قصهنویسی بـرای کودکان  /  احمد بیانی            .    

صمد بهرنگی، معلمـی دلسوز، نویسندهای محبوب  /  امیررضا بیگدلی          .      

کنون ره او «  برکدامین بینشان قله است، در کدامین سو؟»

  امیر پرویز پویان        .      

در میان مردم  /  حمید تبریزی           .      

  همکار خوب من /  مجید تبریزی وند                  .    

  به بهانهی سیامین سال مـرگ بهرنگ / علیرضا جباری                      .    

از کتاب زندگی و مرگ صمد بهرنگی / اسماعیل جمشیدی                   .      


                     .  نقدی بر اولدوز و کلاغهـا / نسیم خاکسار 

                   . آغازگر راه نوین در ادب معاصر / حسین خشکبار 

               .  راز ماندگاری صمد / رضا خندان (  مهابادی)

                    .   بخشی از: صمد جاودانه شد / علیاشرف درویشیان 

                     .  عاشقترین غریق جهان / علی اشرف درویشیان 

                      .   صمد بهرنگی؛ معلمی وارسته،انسانی شریف و نویسندهای شورشگر

علی اشرف درویشیان 

                     .   سلام، عمو بهرنگ! / محمود دولت آبادی 

               .   افسانه محبت /  بهروز دهقانی 

                     .    معلم خوبی که حکم کیمیا داشت / رحیم رئیسنیا 

                .  تعهد، در فاصله فکر تا عمل / بهرام رضاین 

               .  ...یاد میگرفت و یاد میداد / عباسعلی رضایی 

                . کندوکاو در مسایل تربیتی ایران / حسن روزپیکر 

              .  یاد او / دکتر علیاکبر ساعدی

               .  هست شب، آری شب / دکتر غلامحسین ساعدی 

                .   افسانهای تا دورترین آبادیها / دکتر غلامحسین ساعدی 

                      .  رو در رو، یا دوش به دوش / غلامحسین ساعدی 

                .   معجزهی آگاهـی /  غلامحسین ساعدی 

                .روزهـای باران در تبریز / فرج سرکوهی

                .    در آینهی کژدیسه تاریخ / فرج سرکوهی

              .    ای کاش این هیولا هزار سر میداشت! / احمد شاملو 

                .     صمد بهرنگی و ماهیهای سیاه کوچک / مهستی شاهرخی 

                 .    رسالهای طولانی در بابِ سودای گفت   وگو / سیّد علی صالحی

نقدی بر کچلِ کفترباز / محمدباقر صدری         .      

نقدی بر کوراوغلو و کچل حمزه / محمدباقر صدری        .      

خاطرهای از آدمی که او را ندیده بودم! / عمران صلاحی         .     

قهرمان منفرد یـا مجاهد خلق؟ / احسان طبری         .      

ماهی سیاه کوچولو : سَفَر به آگاهی / اسدالله عمادی         .     

چنین بود صمد! /  لورانس فـارسی         .     

قصهی راز کشندهی ارس / حمزه فراهتی          .     

مرگ بهرنگ / ع  -  فرزانه        .     

معلم مردم / غلامحسین فرنود         .     

او زبان مردم بود! / غلامحسین فرنود          .    

نام صمد / ع.فناییان         .     

نوآوری ممتاز / قدسی قاضینور       .     

چـرا صمد مرد؟ / اسلام کاظمیّه        .     

جنبش دانشجویی خارج از کشور و صمد بهرنگی / کاظم کردوانی          .        

دربارهی صمد / خسرو گلسرخی         .   

خاطرهای از او / خسرو گلسرخی          .     

دربـارهی «  فابل» با نگاهی به «ماهی  سیاه  کوچولو» /  کاوه گوهرین           .    

صمد اسطورهی آدمهای ناتمام / محمدهادی محمدی           .    

بهرنگی در دههی40 / اکبر معصوم بیگی          .        

معلم عزیز چـرا کتاب صمد را پاره میکنی؟ / ف  -  معلّم          .   

اولدوز و کلاغها و عروسک سخنگو / حسن ملکی          .     

صمد بهرنگی، افسانهای ناتمام / م  .  ع.  موسوی فریدنی           .    

 ادبیات روستایی و اقلیمی و صمد بهرنگی / حسن میر عابدینی                     .    

  جانبدار و نه سرگردان / علیرضا نابدل (  اوختای  )            .  

  جهانبینی ماهی سیاه کوچولو / منوچهر هزارخانی           .    

  ماهی سیاه کوچولو، هنوز هوای دریا دارد / کهتر یزدانی                      .   

 

.     بهرنگ و، قصههایش / نیاز یعقوبشاهی 

                .    «صمد» چگونه رشد کرد؟ 

           . گفتگوها   

           .  گفتگو با بهروز دولتآبادی / عباس قزوانچاهی 

          .  گفتگو با رحیم رئیسنیا / علیاشرف درویشیان

           .  گفتگو با غلامحیسن فرنود / علیاشرف درویشیان

          .    زخم شیشه / مفتون امینی 

          .  سکوت باغچههایت... / مفتون امینی 

           .     صمد کؤنلومده دیر / اوختای  (علیرضا نابدل  )

           .    قربانیمی قبول ایله آراز /  ب.  ق.  سهند

          .   ارس! / علی کاتبی 

       .    روشنایی خائن... / نیاز یعقوبشاهی 

.    سه شعر بـرای صمد بهرنگی، انسان، معلّم و مبارز / محمد خلیلی 

.  زادهی دریـا / شیرکو بیکس 

.     دو بیتی 

.     شب و ستاره / عنایت وثوقی 

    .     سال مرگ صمد 

.         اسد بهرنگی

ای کاش این هیولا هزار سر میداشت!

احمد شاملو

 

«در عصری زندگی میکنیم که دامنه اعمال نفوذ و سیاستبازی دول، حتی به حیطهی علم و هنر نیز کشیده شده.

حقایق قاطع عملی (در فیزیک و نجوم و اقتصاد و فلسفه و...) را تا آنجا افشا میکنند و میان مردم رواج میدهند که «سیاست روز» جهان میخواهد. علم و هنر تا آنجا مجاز شمرده میشود که تزلزلی در قالبهای ذهنی مردم ایجاد نکند. بلکه آنها را در اعتقاد به قالبهای فکری ساخته و پرداخته «سیاست روز» جهان پابرجا کند.

لازم نمیبیند دانسته شود که مسافرتهای فضایی و نشستن بر سطح کره ماه خود به خود بعض قالبهای ذهنی پیش را در هم میریزد و فکرهای نوی نتیجه میدهد. به نظرشان همین قدر که دو سطر خبر راست و دروغ در روزنامهها خوانده شود یا نشود کافی است.»

صمد بهرنگی

(نقدی بر کتاب «ساختمان خورشید»)

تجلی چهرهی صمد - روشنفکر آزادهای که مجموعه آثارش از هفت هشت قصه کوتاه و بلند برای کودکان، چند مقاله دراز و کوتاه در زمینه مسائل تربیتی، و چند یادداشت از فلکلور آذربایجان برنمیگذرد میباید برای جامعه روشنفکری ما همچون کلاه بوقی بلندی تلقی شود که در مکتب خانههای قدیم برسر بچههای تنبل میگذاشتند.

میپرسید چرا؟

میگویم برای این‌که شعشعه چهرهی یکی چون صمد، پیش از آن‌که به خاطر والائی ارزشهای انکارناپذیر شخص او باشد معلول بینوری و خاموشی «جامعه روشنفکری ما» است. میبینیم که چون وجود ارزنده و مغتنمی نظیر صمد بهرنگی از دست میرود، نخی از یک طناب نمیبرد و حلقهای از یک زنجیر نمیگسلد و مبارزی از خیل مبارزان بر خاک نمیافتد. بلکه (بهزعم کانون نویسندگان ایران) «فقدان او خلئی جبرانناپذیر برای ما به وجود میآورد و خسرانی است برای جامعهی ما»! - چنین است. و هم بدین سبب باید افزود که نیز این اوج رسوایی است برای جامعه ما، که نمیتواند خلاء صمد را با صمد دیگر پر کند. اما همچنان از «جامعه ما» دم میزند!

این‌که جامعه هنرمندان و نویسندگان و روشنفکران ما از قوم و خویشی با صمد دم میزند مطلبی دیگر است، اما اگر به حقیقت احترام میگذاریم، حق این است که صمد از «ما» نیست. حق این است که او را در شمار وارستگان بیمرگ بشماریم حتی اگر در گرما گرم جوانی به آب سرد ارس نمیرفت، عمر نوح میکرد، و به مرگ طبیعی در میگذشت. چرا که بیگمان در روزگار ما که «دریافتن» و «دم بر نیاوردن» همچون سرمایهای عظیم پشتوانه زندگی مادی روشنفکران میشود و در سراسر جهان، هنر و دانش را چراغی می‌کنند که چون پیش پای غارتگران ماده و معنای خلایق بگیرند، از منافع غارتگریها دستمزدهای عظیم به نصیب میبرند، پذیرفتن زندگی سرشار محرومیتی همچون زندگی صمد پذیرفتن ریاضتی است که شهادت شهدائی چون منصور حلاج در برابر آن به حلاوت عروسی با دختر زیبای قارون است. - و آیا به راستی در زمانهای که در شهرهای پر ناز و نعمت، فکر و هنر و خلاقیت را به گرانترین قیمتها میتوان فروخت و از رهگذر این چنین کسب پربرکتی به نعمتها و قدرتها و امنیتهای حسرتانگیز میتوان رسید، عمر و جوانی بیبازگشت را بیدریغ به کوه و صحرا ریختن و بار تعهدی کمرشکن را بر شانههای ضعیف خویش کشیدن و با فریب و ریا درافتادن و یک پا چارق و یک پاگیوه، کولی وار، آواره کوه و صحرا شدن و به نان خشکی ساختن و خورجینی از کتاب بر دوش، از کوره دهی به کوره دهی رفتن و زندگی را وقف تعلیم کودکان دیههای دورافتاده کردن (به قول جلال) وجدان بیدار یک فرهنگ تبعیدی شدن، تن دادن به شکنجهای نیست که از زخم شمشیر و نیزه برداشتن و به خاک هلاک افتادن - حتی اگر به دفاع از حقانیت خویش باشد - بسی تلختر است؟ و آیا زندگی از این دست، هر چه درازتر بگذرد تلخی بیشتری نمیچشاند؟

پس دم از «جامعه» ما نزنیم. یا اگر میزنیم سخن از «خلاء جبران ناپذیر» به میان نیاوریم. که اگر «جامعه ما»ای وجود میداشت مرگ او خلئی ایجاد نمیکرد، بلکه تنها حسرتی و دریغی به مرگ انسانی خوب و بزرگ از خیل انسانهای خوب و بزرگ: - حسرت به فروریختن باور نکردنی بامی بلند در شهری، پرپر شدن گلی جانبخش در باغی، خاموش شدن شمعی در چلچراغی، و از پا درآمدن مبارزی در سنگری.

اما (متأسفانه) همه میدانیم که چنین نیست. و آنچه مرگ صمد را تلختر میکند از دست رفتن موجودی یگانه است: مرگی که به راستی ایجاد خلاء میکند.

شهری که ویران میشود، نه فرونشستن بامی. باغی است که تاراج میشود، نه پرپر شدن گلی. چلچراغی است که در هم میشکند،نه فرو مردن شمعی. و سنگری است که تسلیم میشود، نه از پا در افتادن مبارزی!

صمد چهرهی حیرتانگیز تعهد بود. - تعهدی که به حق میباید با مضاف غول و هیولا توصیف شود:

غول تعهد!

هیولای تعهد!

چرا که هیچ چیز در هیچ دور و زمانهای همچون «تعهد روشنفکران و هنرمندان جامعه» خوفانگیز و آسایش برهم زن و خانه خراب کن کژیها و کاستیها نیست. چرا که تعهد اژدهایی است که گرانبهاترین گنج عالم را پاس میدارد: گنجی که نامش آزادی و حق حیات ملتها است.

و این اژدهای پاسدار، میباید از دسترس مرگ دور بماند تا آن گنج عظیم را از دسترس تاراجیان دور بدارد. میباید اژدهایی باشد بیمرگ و بیآشتی. و بدین سبب میباید هزار سر داشته باشد و یک سودا. اما اگر یک سرش باشد و هزار سودا، چون مرگ بر او بتازد، گنج، بیپاسدار میماند.

صمد سری از این هیولا بود.

و کاش... کاش این هیولا، از آن‌گونه سر، هزار میداشت؛ هزاران میداشت!

2/6/51 


سوال شما به فروشنده ایمیل شده و از او خواسته خواهد شد که به سایت رجوع کند و جواب سوال شما را بدهد. شما می توانید از همین قسمت سوالات بعدی خود را مطرح نمایید.
برای سوال از فروشنده این کالا وارد حساب کاربری خود شوید.
اگر حساب کاربری ندارید ثبت نام کنید.

کالاهای مشابه