فوق نایاب محضرالشهود فی رد الیهود
فوق
فوق
فوق
فوق
فوق

فوق نایاب محضرالشهود فی رد الیهود

دست دوم
شماره کالا: 40177733

35٬000٬000 تومان

مشخصات کالا

سال چاپ1340-1349 ش - 1970-1961 م
نوع چاپ کتابچاپ اصل

توضیحات بیشتر

کتاب فوق نایاب و کلکسیونی

محضرالشهود فی رد الیهود 

حاج بابا قزوینی یزدی

دومین کتاب از انتشارات کتابخانه وزیری یزد

اندازه وزیری 195 صفحه

مزین به دستخط جناب سید علی محمد وزیری یزدی بانی کتابخانه وزیری یزد.

اهلش میدونن که چقدر خاص هست این کتاب!!

طبق تصاویر بر اثر فشار در کتابخانه بالای کتاب کمی خم شده ولی کتاب سالم هستش.

پست ویژه

معرفی بخشی از کتاب به کمک هوش مصنوعی:

وحی کودک؛ قصهای از یک پیشگویی شگفت.
سالها پیش از آنکه در سرزمین حجاز ندای پیامبری محمد(ص) طنینانداز شود، در میان قوم بنیاسرائیل کودکی به دنیا آمد که سرگذشتش بعدها به یکی از روایتهای شگفت «وحی کودک» تبدیل شد.
نام او را نحمان حطوفا گفتهاند. روایت چنین نقل میکند که هنگام تولد، رفتاری از او دیده شد که حاضران را حیرتزده کرد. کودک، برخلاف انتظار، نشانههایی از آگاهی و حالتی غیرعادی از خود نشان داد و سخنانی بر زبان آورد که برای اطرافیانش قابل فهم نبود. خانواده و نزدیکانش که از این اتفاق شگفتزده و نگران شده بودند، از او خواستند سخن نگوید.
پس از آن، کودک سالها خاموش ماند؛ گویی رازی بزرگ در سینه داشت که زمان آشکار شدنش هنوز فرا نرسیده بود.
سالها گذشت. کودک بزرگتر شد و سرانجام دوباره زبان به سخن گشود. این بار سخنانش بیش از آنکه گفتوگویی عادی باشد، به پیشگوییهایی درباره آینده شباهت داشت. از آمدن مردی بزرگ سخن میگفت؛ مردی که از سرزمینی دیگر خواهد آمد و پیام تازهای برای مردم خواهد آورد. سخنان او رمزآلود بود و شنوندگان نمیتوانستند به آسانی معنای آنها را دریابند.
در میان این سخنان، نام «محمد» و نشانههایی که بعدها در نوشتههای مسلمانان با ظهور پیامبر اسلام(ص) تطبیق داده شد، اهمیت ویژهای پیدا کرد. بر اساس این تفسیر، کودک از آمدن پیامبری سخن گفته بود که پیام او از مرزهای قوم بنیاسرائیل فراتر خواهد رفت و گروههای بسیاری را در سراسر سرزمینها گرد خواهد آورد.
در آن روزگار کسی نمیتوانست بداند این سخنان چه معنایی خواهد داشت. اما دههها بعد، در سرزمین حجاز، مردی از خاندان قریش به نام محمد(ص) به پیامبری برگزیده شد. او مردم را به یکتاپرستی دعوت کرد و آیینی پدید آمد که بهسرعت از مرزهای عربستان فراتر رفت. مسلمانانی که بعدها روایت نحمان را خواندند، میان سخنان آن کودک و حوادثی که پس از بعثت پیامبر اسلام رخ داده بود، ارتباطی عمیق دیدند.
به این ترتیب، داستان «وحی کودک» برای آنان به صورت روایتی درآمد که گویی صدای آیندهای دور از زبان کودکی در گذشته بود؛ کودکی که سخنانش در زمان خودش رمزآلود به نظر میرسید، اما نسلهای بعدی ادعا کردند که معنای آن را پس از ظهور اسلام فهمیدهاند.
در ادامه روایت، برخی سخنان کودک به حوادث بعدی تاریخ اسلام نیز ارتباط داده شده است. مفسران مسلمان، بعضی از عبارات او را با رویدادهایی چون گسترش اسلام و حتی حوادث تلخ پس از آن تطبیق دادهاند. به این ترتیب، هر نسل بخشی از این سخنان را با حادثهای از آینده مقایسه کرده و معنای تازهای برای آن یافته است.
از نگاه نویسنده «محضرالشهود فی رد الیهود»، اهمیت چنین روایتی در این بود که اگر سخنان منسوب به این کودک را بپذیریم، میتوان آن را شاهدی بر این ادعا دانست که خبر آمدن پیامبری پس از پیامبران بنیاسرائیل، در برخی سنتهای پیشین وجود داشته است.
اما راز اصلی داستان همچنان در همان سکوت نخستین کودک باقی میماند: کودکی که بنا بر روایت، سالها خاموش بود و سپس سخنانی گفت که پیروان یک دین، قرنها بعد آنها را نشانهای از آمدن پیامبر اسلام دانستند.
شاید زیبایی این داستان در همین تصویر باشد: کودکی در گذشته، از آیندهای سخن میگوید که خودش هرگز آن را نخواهد دید؛ و سالها بعد، مردمانی که آن آینده را دیدهاند، به سخنان کودک بازمیگردند تا معنای پنهان آنها را جستوجو کنند.

loader