

وقتی کسی درخت های چهار باغ را بشمارد نشر آموت
32٬000 تومان
توضیحات بیشتر
کتاب وقتی کسی درخت های چهارباغ را بشمارد
vaghti Kasi Derakht-haye Chahrbagh Ra Beshomarad
نویسنده:
فاطمه سرمشقی
انتشارات:آموت
قطع:رقعی
نوع جلد:شومیز
شابک:978-6003841383
تعداد صفحه:168
سال انتشار شمسی:1399
سری چاپ:1
وقتی کسی درختهای چهارباغ را بشمارد» رمانی نوشتهی فاطمه سرمشقی است که مخاطبان ادبیات بیشتر او را به عنوان نویسندهی کودک و نوجوان میشناسند. این رمان بزرگسال او نیز جهانی جادویی دارد؛ داستان دربارهی یحیی و موجودات شگفتانگیز یک روستای
دورافتاده است. رمانی که از لحاظ ساختار گاهی شبیه به رمانهای نوجوان میشود.
فصلهای کوتاه کتاب است و با شمارش اجنه به جلو میرود، که یادآور رمانهای ژانر وحشت است، اما دیالوگها و لحن و رفتار اجنه و همچنین خونسردی یحیی، داستان را به گونهای پیش میبرد که اجنه کمکم موجوداتی بامزه میشوند که بیشتر دوستداشتنی هستند تا
ترسناک. رگههای ظریفی از طنز نیز در داستان تنیده شده است که در زبان، رفتار و دیالوگ موجودات ماورائی دیده میشود.
رمان سه راوی دارد که به تناوب در هر فصل داستان را پیش میبرند. در شروع داستان، راوی کودک است؛ او داستان را شروع میکند و به شکلی زیبا و جاندار پیش میبرد؛ زمینهی اصلی داستان را میچیند. راوی دوم «ملیحه» مادر کودک است که در فصلهای مخصوص به
خود، از احساسات خودش و اطرافیان میگوید. راوی سوم پدر خانواده «اسد» است. فصل آخر داستان با عنوان «جن آخر» به وسیله «حوا» روایت میشود. «حوا» دختربچهی دهسالهای است که تنها همان یک فصل را در پایانبندی داستان روایت میکند و داستان را به پایان میرساند. رمان
قصهای اسطورهای و وهمی دارد و فضایی شبیه به داستانهای عامیانه فارسی؛ مثلا ماجرای سیب جادوشده که با خوردن آن جادو موثر میافتد.
داستانی بر قلمروهای ناشناخته و موضوعات ماورائی بناشده است و مخاطب پیوسته در تلاش است تا حقایقی را کشف کند و همین امر او را بیشتر به خواندن داستان مشتاق میکند. رویدادها و اتفاقات جالب و پرتعلیق مخاطب را به دنبال خود میکشاند، مثلا آنجا که مهلقا
میآید بالای سر نوزاد و بعد از چند بار تلاش ناموفق، بالاخره موفق به ربودن نوزاد از گهواره میشود. چنین اتفاقاتی قصه را جذاب و پرکشش میکند.
شخصیت «یحیی» به خوبی پرداخته شده و عواطف و امیال او که منجر به حوادث پیدرپی میشوند، گاهی حتی از دست خودش هم خارج است. هیچیک از رفتار او بیدلیل نیست حتی اگر دیگران از درک آن عاجز باشند. او برای کارهایی که انجام میدهد و حتی تغییر رفتارش، دلایلی
واقعی و جبری دارد. یحیی را میتوان ترکیبی از فردیت و اجتماع دانست؛ اجتماعی که از دید دیگران مخفی است.
«وقتی کسی درختهای چهارباغ را بشمارد» داستانی چذاب و پرکشش است که براساس اسطورهها و قصههای عامیانه بنا شده و گزینهای مناسب برای علاقمندان به رمانهای ایرانی است.