آلبوم موسیقی چاووش 4 (1357) شهرام ناظری
آلبوم

آلبوم موسیقی چاووش 4 (1357) شهرام ناظری

نو
شماره کالا: 39466661

171٬600 تومان

6 عدد از این کالا موجود است

مشخصات کالا

سبکCD DVD موسیقی سنتی
نوع رسانهCD
ایرانی یا خارجیایرانی
پکیج موسسه منتشرکنندهندارد
اورجینال یا کپیکپی

توضیحات بیشتر

چاووش 1 (به یاد عارف) 1357 

آهنگ ساز: محمدرضا لطفی، پرویز مشکاتیان

نوازندگان: گروه شیدا

خواننده: شهرام ناظری

چاووش 4 اثری مشترک از «گروه شیدا» و «گروه عارف» است. تصنیف و آوازهای این آلبوم با صدای «شهرام ناظری»، و آهنگهای آن آثاری از ساختههای «پرویز مشکاتیان» و «محمدرضا لطفی» است.

اجرای گروه شیدا به سرپرستی محمدرضا لطفی برخی سرودهای انقلابی (مثل ای پدر، به یاد آیت الله طالقانی، اثر محمدرضا لطفی)، متأثر از شرایط ایران در اوایل انقلاب منتشر شد.

 

مرا عاشق چنان باید که هر باری که برخیزد
قیامتهای پرآتش ز هر سویی برانگیزد
دلی خواهیم چون دوزخ که دوزخ را فروسوزد
دو صد دریا بشوراند ز موج بحر نگریزد
چو شیری سوی جنگ آید دل او چون نهنگ آید
بجز خود هیچ نگذارد و با خود نیز بستیزد

چند این شب و خاموشی؟ وقت است که برخیزم
وان آتش خندان را با صبح برانگیزم
صد دشت شقایق چشم در خون دلم دارد
تا خود به کجا آخر با خاک در آمیزم
چون کوه نشستم من با تاب و تب پنهان
صد زلزله برخیزد آنگاه که برخیزم
برخیزم و بگشایم این بند دل جوشان
وین سیل گدازان را از سینه فرو ریزم
شب گر چه غم افزاید خورشید از او زاید
چون راحت دل خواهم از درد چه پرهیزم

ای پدر سوگ تو ماتم آزادیست
سرنگون زین ماتم پرچم آزادیست
دریغ دریغ دریغ از این پدر دریغ
آن سحر تا سر زد شب شد و روز آمد
مهر روشن جانش تیرگی سوز آمد
دریغ دریغ دریغ از آن سحر دریغ
ای سحری اختر ما مهر صفاپرور ما
در شب دل ریشان
ای تو بهین داور ما بی تو رود بر سر ما
رای بد اندیشان
ماه مهی سرو سهی شد سفری از بر ما
سایه کشید از سر ما از غم بدکیشان
دریغ دریغ دریغ از این سفر دریغ
ای فُـتاده در چاه خود تو ماه نخشب ما
کی تابد، بی رویت، ستاره در شب ما
چون غریبی، غرق ماتم، چه غمگین می گذرد
در سوگت، روز ما، چه سنگین می گذرد
شبی سحر شد، شبی دگر شد
شبی سحر شد، شبی دگر شد
تا شود این شب سپری، لاله باغ سحری
چهره بیاراید
فتنه دور قمری، همچو شب آید سفری
مهر ظفر زاید
مهر ظفر، بار دگر، سر چو کـنـد جلوه گری
نقش غم بی پدری، پیش نظر آید
دریغ دریغ دریغ، از آن پدر دریغ
دریغ دریغ دریغ، از آن پدر دریغ

ای حریفان ما نه زین دستیم دستی برنهید
باده مان خوشتر دهید و نقلمان خوشتر نهید
بام ما دیگر زنید و شام ما دیگر پزید
نام ما دیگر کنید و دام ما دیگر نهید
هر کسی را جام او با جان او یکسان کنید
هر کسی را نقل او با عقل او همبر نهید
مجلس آزادگان را از گرانان چاره نیست
هین که آمد خام دیگر دیگ دیگر برنهید
چاقو نو بر سر بهرام ناچخ زن زنید
زخمهٔ نو بر کف ناهید خنیاگر نهید
هین که عالم سر به سر طوفان نااهلان گرفت
رخ سوی عصمت سرای نوح پیغمبر نهید
ور درین مجلس شما عاشقتر از شمع و میاید
پس چو شمع و می قدم در آب و آتش در نهید
می قبای آتشین دارد شما در بر کشید
شعله تاج آتشین دارد شما بر سر نهید

دیده بگشا ای برادر تیرگی ها را مپرور
آن که از دامش رهیدی برنهاده دام دیگر
دشمن ات کین آفریده کینه از دین آفریده
او که از هر در بتازد بر مه و اختر بتازد
چون تو را آشفته بیند بر تو آسان تر بتازد
کرد و ترک و بلوچ ابی دلاور
ترکمن آذری ای برادر ای عرب ای عجم
شیعه سنی ای به هم روز غم یار و یاور
ای به مهر وطن سینه لبریز
خون بر این خاک ویرانه کم ریز
میهن ات داغ دل دیده بسیار
بار اندوهش از سینه بردار
آذر افشان و شب را سحر کن
خانه ی فتنه زیر و زبر کن
ای برادر ای برادر
دام دشمن را نگستر
فتنه از بیگانه زاید
تار ما از ما گشاید
تا به مهر هم نجوشیم
جام پیروزی ننوشیم

ای ایران، ای آذر ایزد نشان
ای قله آتشفشان
کین توزان از تاب دل بر اهرمن
آتشفشان آتشفشان
نیرنگ بدکاران
بیداد خونخواران
در تو هنگامه ها انگیخت
آتش و خون به هم آمیخت
دشتهای تو را لاله گون
خون به دلها درآمد به جوش
شد به بیداد اهریمنی
ناله در نای مردم خروش
ای به خون خفتگان شهید
جانسپاران راه امید
پاسداران آزادگی
مژده بخشان صبح سپید
ای شهیدان راه وطن
درود درود
درود بیکران هر زمان ز ما
نثار خاکتان
به جان پاکتان
که نامه ی جهان
به پاس یادتان
به رنگ خون نوشت به افتخار
خجسته نامتان
ستوده گامتان
هر کجا هر زمان

loader