

زندگی جاوید؛زندگی شیخ عبدالله حائری رحمتعلیشاه
650٬000 تومان
مشخصات کالا
| سال چاپ | پس از 1400 ش - 2021 م |
| نوع چاپ کتاب | چاپ اصل |
توضیحات بیشتر
روایتی نو از زندگی حاج شیخ عبدالله حائری
کتاب «زندگی جاوید؛ نگاهی به زندگی حاج شیخ عبدالله حائری رحمت علیشاه» به همت مرتضی رحیمی ششده، جمعآوری و تدوین و منتشر شد.
حاج شیخ عبدالله حائری فرزند حاج شیخ زینالعابدین مازندرانی از مجتهدان پرآوازه و مورد احترام مسلمانان ساکن عراق و دیگر کشورهای اسلامی، در سال 1311 قمری ملقب به رحمتعلی شد. شیخ عبدالله بعد از شهادت سلطان علیشاه با نورعلیشاه گنابادی تجدید عهد کرده و ملقب
به رحمت علیشاه شد و پس از آن نیز با صالح علیشاه تجدید عهد کرد و تا پایان عمر در تهران به دستگیری از طالبان و ارشاد فقرا مشغول بود.
فضلا و استادان بسیاری همچون استاد بدیعالزمان فروزانفر در خدمتش تلمّذ و کسب فیض میکردند. فروزانفر در مقدمه «فیه مافیه مصَحَّح» خود از وی چنین یاد میکند: «درین میان آن معدن ظرافت و کان ملاحت حاج شیخ عبدالله حائری که پیوستهاش به مدد تشویق در کار میآورد، در
اواخر سال 1316 رخت به سرای جاوید افکند. جانش غریق رحمت است؛ یا رب غرقهتر باد.»
حاج شیخ عبدالله حائری (رحمت علیشاه) چندین کتاب عرفانی از جمله «فیه مافیه» اثر مولوی، «رساله کنزالحقائق» از شیخ محمود شبستری، «زادالمسافرین» اثر میرحسینی هروی و «سبحةالأبرار» جامی را نخستینبار تصحیح و با مقدمه خود در سال 1353 قمری برابر با 1313 خورشیدی به چاپ
رساند.
نویسنده کتاب «زندگی جاوید؛ نگاهی به زندگی حاج شیخ عبدالله حائری رحمت علیشاه» با یادداشتبرداری از منابع مکتوب و منابع شفاهی (بطور مستقیم از خانواده ایشان و یا بهطور غیرمستقیم از روی نوار» این اثر را گردآوری و تدوین کرده است.
از جمله مهمترین سرفصلهای این کتاب میتوان به «زندگی جاوید»، «تولد و خانواده»، «تحصیلات و اجتهاد»، «درویشی و اجازات»، «حسینیه حائری در گذشته و حال»، «شجره مختصر خانوادگی»، «نوشتهها و بیانات آقای حاج شیخ عبدالله حائری رحمت علیشاه»، سلطان علیشاه»، «دیباچه
کتاب مستطاب فیه ما فیه»، «مقدمه کتاب سبحهالابرار جامی»، «موخره بر کتاب الایضاح» و «ملاقات حاج شیخ عبدالله حائری و رضاشاه» اشاره کرد.
در صفحه 168 کتاب ذیل «دیباچه کتاب مستطاب فیه ما فیه» آمده است: «مخفی نماند که این کتاب مستطاب از تقریرات لسان العارفین و برهان الواصلین مولانا جلالالدین محمد بلخی المشتهر به مولوی رومی قدس سره میباشد که فرزند ارجمند ایشان فخرالسلف و نعم الخلف مولانا بهاءالدین
مشهور به بهاءالدین ولد نوشتهاند و چنین معلوم میشود که بیاناتی را که از مولوی در مجالس عدیده شنیدهاند استکتاب فرمودهاند. یعنی، آن در آبدار و گوهرهای شاهوار که والد ماجد از دهان گهربار در ظاهر به حضار ایثار مینموده و در باطن برای نثار بر سر یار و شهریار
خود میریختند، آن ولد ممجد لئالی منثوره را جمع نموده و در رشته محبت سرشته، منتظم و درج فرموده، سبحهالابراری ساخته و قلادهالاحراری پرداخته به گردن هواخواهان معرفت آویختند. این مجموعه جواهر را به ملاحظه عظمت قدرتش که تهدیدی نمیتوانست نمود و زیادتی قیمتش که
بینهایت بود به اسمی معین و وصفی مشخص محدود نفرموده، اقتباس از آیه وافی هدایه: «فَاَوحی اِلی عَبدِه ما اَوحی» نموده، اشاره اجمالیه به عظمت «ما فیالکتاب منالکلماتالتامات» کرده به «فیه ما فیه» مسمی فرمود.»