دلشدگان . شجریان . حسین علیزاده . علی حاتمی
دلشدگان
دلشدگان
دلشدگان

دلشدگان . شجریان . حسین علیزاده . علی حاتمی

در حد نو
شماره کالا: 39142829
970٬000

776٬000 تومان

20%

مشخصات کالا

سبکنوار کاست موسیقی سنتی
ایرانی یا خارجیایرانی
اورجینال یا کپیاورجینال

توضیحات بیشتر

دلشدگان .  محمدرضا شجریان . حسین علیزاده . علی حاتمی

 

محمّدرضا شجریان (1 مهر 1319 17 مهر 1399) موسیقیدان و خوانندهٔ موسیقی سنتی ایرانی بود. شجریان در میان دوستداران خود با عنوان «استاد آواز ایران» و «خسروِ آواز ایران» شناخته میشود. بسیاری از مردم ایران او را مهمترین چهرهٔ موسیقی ایرانی و یکی از نمادهای مهم فرهنگ و موسیقی ایرانزمین میدانند. شجریان از آوازهای بینالمللی نیز برخوردار است. محمدرضا شجریان از بنیاد آقاخان، جایزهٔ خداوندگار موسیقی را دریافت کرده است و نامزد جایزه گرمی نیز بوده است.

 

وی علاوه بر اشعار کلاسیک شاعرانی چون حافظ، سعدی، مولانا، عطار، باباطاهر و خیام، در برخی کنسرتها و کارهای خود از «شعر نو» شاعرانی چون فریدون مشیری، نیما یوشیج، سهراب سپهری، محمدرضا شفیعی کدکنی، مهدی اخوان ثالث و هوشنگ ابتهاج استفاده کرده است. از جمله کارهای مشترک او گزیدهای است از رباعیات خیام با صدای شجریان و رباعیخوانی احمد شاملو. همچنین، وی تعدادی از دعاهای قرآنی را در اثر مشهور به دعای ربّنا خوانده است که در هنگام افطارهای ماه رمضان از صداوسیمای ایران پخش میشد. همچنین بعد از درگذشت پدرش که از استادان و قاریان مشهور قرآن در مشهد بود، برخی از تلاوتهای قرآن خود را با عنوان به یاد پدر در دو سیدی مجزا (به یاد پدر 1 و به یاد پدر 2) منتشر کرد.

از فرزندان او، همایون و مژگان در زمینهٔ موسیقی فعالیت دارند. خوانندگانی چون ایرج بسطامی، مظفر شفیعی، حسامالدین سراج، حمیدرضا نوربخش، علی جهاندار، بیژن کامکار، سینا سرلک، وحید تاج و پسرش همایون از شاگردان شجریان بودند.

 

در نوجوانی

در جوانی
محمدرضا شجریان، 1 مهر 1319 در مشهد زاده شد. آواز خواندن را از کودکی آغاز کرد و با توجه به استعداد و صدای خوبش، تحت آموزش پدر خود که قاری قرآن بود، مشغول به پرورش صدای خویش شد.

دههٔ 1330
در سال 1331، برای نخستین بار، صدای تلاوت قرآن او از رادیو خراسان پخش شد. وی در سال 1338 به دانشسرای مقدماتی مشهد رفت و برای نخستین بار با یک معلم موسیقی آشنا شد.

پس از دریافت دیپلم دانشسرای عالی، به استخدام آموزش و پرورش درآمد و به تدریس مشغول شد و در این زمان با سنتور آشنا شد و فراگیری این ساز را نزد جلال اخباری آغاز کرد.

دههٔ 1340
شجریان در سال 1340 با فرخنده گلافشان ازدواج کرد که حاصل آن سه دختر به نامهای فرزانه (راحله)، افسانه (همسر پرویز مشکاتیان) و مژگان و یک پسر (همایون) بود.

او سال 1346 در تهران با احمد عبادی آشنا شد و همچنین در کلاس اسماعیل مهرتاش شرکت کرد. در همین سال برای آموختن خوشنویسی در انجمن خوشنویسان ایران نزد ابراهیم بوذری رفت. شجریان از سال 1347 خوشنویسی را نزد حسن میرخانی ادامه داد و در سال 1349 درجهٔ ممتاز را در خوشنویسی به دست آورد.

دههٔ 1350

محمدرضا شجریان، محمدرضا لطفی و ناصر فرهنگفر در جشنوارهٔ موسیقی جشن هنر شیراز سال 1354، اجرای زندهٔ آلبوم راستپنجگاه
محمدرضا شجریان تا سال 1350 بهخاطر اینکه پدرش میخواست خانوادهٔ آنها (شجریان) بیشتر با قرائت قرآن و چهرهٔ مذهبی شناخته شوند، با نام مستعار سیاوش بیدگانی با رادیو همکاری میکرد، ولی بعد از آن پدرش به او اجازهٔ استفاده از نام اصلیاش را داد. وی تا سال 1347 در استخدام آموزش و پرورش بود و پس از مدت زمانی تدریس و مدیریت مدارس، به وزارت منابع طبیعی انتقال یافت. وی در مدت خدمت در آموزش و پرورش در رادکان از توابع چناران به تدریس پرداخت و مدتی در این شهر سکونت داشت.

در 1350 با فرامرز پایور آشنا شد و یادگیری سنتور و ردیفهای آوازی را نزد وی دنبال کرد. در سال 1351 در برنامه گلها با نورعلیخان برومند آشنا شد و شیوهٔ آوازی حسین طاهرزاده را نزد او آموخت. از سال 1352 نزد عبدالله دوامی ردیف آوازی ایشان و شیوههای تصنیفخوانی را فراگرفت. در همین سال، به همراه گروهی از هنرمندان همچون محمدرضا لطفی، ناصر فرهنگفر، حسین علیزاده، جلال ذوالفنون و داوود گنجهای، به عضویت مرکز حفظ و اشاعهٔ موسیقی به سرپرستی داریوش صفوت درآمد. در آن زمان تصنیف داروَگ را که مربوط به آهنگی از محمدرضا لطفی بر روی شعری از نیما یوشیج بود، اجرا کرد.25 تصنیف داروَگ از اولین تصنیفهایی است که در آن شعر نو به کار گرفته شده است. از جمله تصنیفهای شجریان که به زبان محاورهای هستند، میتوان به تصنیف مگه نه (شعر بیژن سمندر، آهنگ از عطاالله خرم) اشاره کرد که در همان دوران اجرا شده است.

اجرای زندهٔ راستپنجگاه در سال 1354 در جشن هنر شیراز بههمراه محمدرضا لطفی و ناصر فرهنگفر که بعدها در یک آلبوم موسیقی با همین نام منتشر شد، مورد استقبال واقع شد. در آن زمان راستپنجگاه بهندرت اجرا میشد و این دستگاه در حال فراموش شدن بود.


در جوانی
محمدرضا شجریان در سال 1356 در مسابقهٔ تلاوت قرآن کشوری، رتبهٔ نخست را به دست آورد. و در اول اسفندماه همان سال شرکت دلآواز را بنیانگذاری کرد.

محمدرضا شجریان در سال 1357 همانند بسیاری از هنرمندان آن زمان همکاری خود را با سازمانهای دولتی (مثل رادیو)، بهدلیل آنچه خود گفته است، «آن موقع، آنجا با روحیهها من نمیخواند، سیاست پخش صداها را از رادیو تلویزیون، من حس میکردم کابارهدار دارد تعیین میکند و ابتذال فرهنگی » ادامه نداد.2422 البته سایر هنرمندان (گروههای شیدا و عارف) و رئیس بخش موسیقی رادیو در آن زمان، هوشنگ ابتهاج نیز آن زمان از رادیو پس از واقعهٔ 17 شهریور به نشانهٔ اعتراض خارج شدند. پس از این اتفاق محمدرضا لطفی کانون چاووش را با حمایت هوشنگ ابتهاج بنیانگذاری کرد. بیشتر اعضای کانون چاووش همان اعضای گروههای شیدا و عارف بودند. در آن زمان، محمدرضا شجریان بههمراه شهرام ناظری در چند آلبوم مشترک از کانون چاووش آواز خواندن را بر عهده گرفتند که بیشتر محتوای آنها انقلابی و میهنی بود. از میان آلبومهای مشترک شجریان و ناظری میتوان به چاووش 2 اشاره کرد که شامل دو سرود بسیار معروف شبنورد (برادر نوجوونه، با صدای شجریان) و آزادی (آن زمان که بنهادم، با صدای ناظری) میشد. شجریان در مصاحبه با بیبیسی گفته بود که در آن زمان زیاد انقلابی نبوده (هرچند دولت قبلی را نیز قبول نداشته)، اما چون دوستان او (اعضای کانون چاووش) فعالیت انقلابی داشتند او نیز با آنها همکاری کرده.22 یکی از سرودهای شناخته شده، چاووش 6 (امروزه با نام سپیده شناخته میشود) است که مربوط به کنسرت گروه شیدا با آواز شجریان و به سرپرستی لطفی است و در آذر 1358 در دانشگاه ملی اجرا شده که یک اجرا با محتوای انقلابی بوده. جمعیت بسیاری در این کنسرت حضور داشتند و تصنیف معروف سپیده (ایران ای سرای امید) که مربوط به شعری از هوشنگ ابتهاج و آهنگی از محمدرضا لطفی است، در همان کنسرت اجرا شده است. البته در آن زمان گروه به فکر ضبط اجرا نبود و به صورت اتفاقی کیوان ابتهاج (پسر هوشنگ ابتهاج) این اثر را ضبط کرد.2528 او از آن زمان به بعد در خانه به تحقیق و تدوین ردیفهای آوازی پرداخته و به آموزش شاگردان قدیمیاش همت گماشت. برخی از آلبومهای چاووش امروزه تصحیح شدهاند و مؤسسه فرهنگی و هنری آوای شیدا با تغییر نام آن را زیر نظر محمدرضا لطفی بازنشر کردهاند. از این آثار چاووشهای 1 (به یاد عارف)، 6 (سپیده) و 9 (جان جان) با حضور شجریان تصحیح شده و با تغییر نام بازنشر شدهاند.

وی در سال 1358 دعای ربنا (برخی آیات قرآن که شجریان آنها را با صوت خوانده) و مناجات مثنوی افشاری را به صورت بداهه و بدون تمرین خواند. ابتدا به قصد اینکه به هنرجویان آموزش دهد و بهترین را در ماه رمضان برای افطار پخش کنند اما رادیو همان اجرای خودش را پخش کرد و این دعا به مدت 30 سال از اصلیترین برنامههای رادیو در ماه رمضان بودند.22 بعدها، دعای ربنای شجریان را سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری به عنوان اثر ملی ثبت کرده است.

دههٔ 1360
در فاصلهٔ سالهای دههٔ 1360، شجریان همکاری گستردهای را با پرویز مشکاتیان آغاز کرد که حاصل آن آلبومهایی چون بیداد، آستان جانان، سرّ عشق (ماهور)، نوا، دستان، گنبد مینا، دود عود، جان عشاق و قاصدک بود. در این سالها به همراه گروه عارف به سرپرستی مشکاتیان کنسرتهایی را در خارج از ایران اجرا کرد. از میان این آثار، آلبوم بیداد به خاطر متأثر بودن محتویات آن از شرایط اجتماعی و سیاسی ایران در اوایل انقلاب و دههٔ 1360 و داشتن حالت اعتراضی بسیار در میان عموم مردم مورد استقبال قرار گرفت. خود محمدرضا شجریان نیز در مصاحبه با بیبیسی گفته بود که این اثر بیانگر اعتراض آنها به آن شرایط و پیگیری وعدههای عملی نشدهٔ حکومت بوده است.

دههٔ 1370
محمدرضا شجریان در سال 1370 با همکاری داریوش پیرنیاکان، مرتضی اعیان و جمشید عندلیبی کنسرتهایی را در تور اروپا و آمریکا برگزار کرد که آلبومهای پیام نسیم، دل مجنون و سرو چمان حاصل این اجراها هستند.

محمدرضا شجریان پس از طلاق از فرخنده گلافشان، در حدود 53 سالگی و در سال 1371 با کتایون خوانساری 26 ساله ازدواج کرد. حاصل ازدواج دوم او پسری بهنام رایان است که در سال 1376 در کانادا متولد شده است.

در سال 1371 با همکاری گروه آوا آلبوم آسمان عشق را منتشر کرد.32 مدتی بعد آلبوم مربوط به کنسرت پاریس سال 1372 محمدرضا شجریان به همراه محمدرضا لطفی و مجید خلج در قالب آلبوم چشمه نوش به بازار عرضه شد.

شجریان مدتی بعد آلبومهای بهاریه، جان عشاق و گنبد مینا را که حاصل همکاری خودش با پرویز مشکاتیان در سالهای دههٔ 1360 هستند، منتشر کرد. آلبوم قاصدک که آخرین همکاری شجریان با مشکاتیان است نیز در همین دوران اجرا شد، اما هیچگاه به صورت رسمی و با کیفیت مناسب به بازار نیامد. آلبوم یاد ایام که حاصل کنسرت آمریکا در تابستان 1371 بود و این اثر اولین آلبوم منتشر شده از همکاری محمدرضا شجریان با پسرش، همایون شجریان بود. یاد ایام در سال 1374 انتشار یافت. مدتی بعد آلبوم رسوای دل با همکاری گروه آوا منتشر شد. وی در سال 1375 نیز در آلبومی با آهنگسازی مجید درخشانی تحت عنوان در خیال همکاری کرد. در سال 1376 آلبومهای معمای هستی با همکاری محمدرضا لطفی، عبدالنقی افشارنیا و همایون شجریان و عشق داند که مربوط به بداههخوانی و بداههنوازی به همراه محمدرضا لطفی در سال 1359 بود، منتشر شدند. همچنین در این سال، آلبوم شب وصل با همکاری داریوش طلایی، سعید فرجپوری و همایون شجریان به بازار عرضه شد. شجریان در سال 1377، آلبوم شب، سکوت، کویر را با آهنگسازی کیهان کلهر منتشر کرد که بر اساس موسیقی مقامی شمال خراسان با آواز محلی است و در آن برخی سازهای محلی نیز استفاده شدهاند. حاج قربان سلیمانی در این اثر به هنرمندی پرداخته است. محمدرضا شجریان کمی بعد نیز یک بار دیگر با گروه آوا همکاری کرد که حاصل آن دو آلبوم آهنگ وفا و آرام جان بودند.

محمدرضا شجریان در سال 1378 جایزه پیکاسو را از طرف سازمان یونسکو دریافت کرد.

شجریان با همکاری حسین یوسفزمانی آلبوم بوی باران را در سال 1378 منتشر کرد و از سال 1379، همکاری خود را با حسین علیزاده، کیهان کلهر و پسرش همایون آغاز کرد و این همکاری تا اوایل دهه 1380 ادامه داشت. اولین آلبوم حاصل این همکاری زمستان است بود که در سال 1379 به صورت زنده در کالیفرنیا اجرا و ضبط شد و سپس به بازار آمد. آلبوم زمستان است بر اساس شعر زمستان اثر مهدی اخوان ثالث اجرا شده است.

 

محمدرضا شجریان در سال 1381 دو آلبوم بی تو بهسر نمیشود و فریاد را منتشر کرد که با همکاری حسین علیزاده، کیهان کلهر و همایون شجریان اجرا شده بودند. این دو آلبوم نامزد جایزهٔ گرمی شدند. این گروه چهارنفره در زمستان سال 1382 نیز جهت کمک به زلزلهزدگان بم در تهران کنسرتی برگزار کردند که با نام همنوا با بم شناخته میشود. وی درآمد حاصل از فروش دیویدی این کنسرت را به پروژهٔ باغ هنر بم که خودش آن را تأسیس کرده بود، اختصاص داد.3839 شجریان، علیزاده، کلهر و همایون شجریان در پاییز 1384 نیز یک کنسرت برگزار کردند که حاصل آن آلبومهای ساز خاموش و سرود مهر بود و پس از آن دیگر این چهار نفر با یکدیگر همکاری نکردند. از سال 1386 محمدرضا شجریان به همکاری با گروه آوا پرداخت و کنسرتهایی در تهران، اصفهان، اروپا، آمریکا و کانادا اجرا کرد. در این دوران دو اثر به نامهای غوغای عشقبازان (آلبوم صوتی) و کنسرت محمدرضا شجریان و گروه آوا (آلبوم تصویری) به همراه گروه آوا اجرا و به بازار عرضه شد. در همین سال مادر شجریان درگذشت و وی در مراسم ختم مادرش پس از 30 سال، دعای ربنا را دوباره خواند. شجریان در این دوره به همراه پسرش، همایون شجریان، موسیقی اصیل و سنتی ایرانی را ترویج و اشاعه میدهد. پس از برگزاری کنسرت شجریان در ونکوور کانادا، روزنامه کانادایی گلوب اند میل، شجریان را افسانهٔ موسیقی شرق معرفی کرد.


محمدرضا شجریان در سال 1387 یک گروه موسیقی بنیانگذاری کرد و آن را به افتخار جلیل شهناز (نوازندهٔ نامی تار)، گروه شهناز نامید.4344 از جمله اعضای این گروه میتوان به مژگان شجریان (دختر او) و مجید درخشانی (نوازنده تار و سهتار) اشاره کرد. از آن زمان به بعد، محمدرضا شجریان با این گروه فعالیت داشته است. یکی از ویژگیهای مهم این گروه موسیقی، استفاده از سازهای ابداعی محمدرضا شجریان است که برخی از آنها ویژگیهایی دارند که آنها را مناسب جایگزین با سازهای غربی همچون ویولون میکند.

 

در سال 1389، محمدرضا شجریان به همراه گروه شهناز یک تور کنسرت جهانی برگزار کرد که دو مورد از این کنسرتها منتشر شدهاند. کنسرت محمدرضا شجریان و گروه شهناز در دبی و اثر دیگر کنسرتی در لندن است که بیبیسی به صورت رسمی پخش کرد. مجید درخشانی (سرپرست گروه شهناز)، این دو کنسرت را از موفقترین کنسرتهای این گروه میداند که در آن بسیاری از سازهای ابداعی محمدرضا شجریان مورد استفاده قرار گرفتهاند.

 

دههٔ 1390
محمدرضا شجریان آلبوم صوتی مرغ خوشخوان و دو آلبوم تصویری کنسرت محمدرضا شجریان و گروه شهناز در دبی و کنسرت محمدرضا شجریان و گروه شهناز در تهران که مربوط به همکاری او با گروه شهناز بود را در اوایل دههٔ 1390 منتشر کرد. پس از آن، به صورت موقت با برادران اظری (تهمورس اظری و سهراب اظری) همکاری کرد که حاصل آن آلبوم رنگهای تعالی است. البته این اثر به صورت رسمی منتشر نشده، بلکه بر روی اینترنت پخش شده است. محمدرضا شجریان، بعد از آن، همکاری با برادران اظری را قطع کرد و در سال 1393 یک بار دیگر بههمراه گروه شهناز و با حضور سعید فرجپوری یک تور کنسرت جهانی با عنوان سرگشتگان عشق برگزار کرد.

سال 1391، شجریان به تبریک زادروز بهرام بیضایی به خانهٔ وی در کالیفرنیا رفت؛ و بهار سال بعد در آواخوانیِ آرش بیضایی در دانشگاه استنفورد حضور یافت.

در سال 1394 حسین نوشآبادی اعلام کرد که محمدرضا شجریان برای برگزاری کنسرت ممنوعیت قانونی دارد. شجریان در هفتم شهریور 1394 بهعلت عوارض ناشی از سرماخوردگی، در بیمارستان کسری بستری شد.

در روز پنجم مهرماه 1395، آلبوم طریق عشق اثر مشترک محمدرضا شجریان و پرویز مشکاتیان منتشر شد و همایون شجریان آن را در تالار وحدت رونمایی کرد.

در بیستم اسفندماه 1398، آلبوم خراسانیات، اثر مشترک محمدرضا شجریان و پرویز مشکاتیان، با اشعاری از ملکالشعرای بهار و باباطاهر منتشر شد.

استادی و شاگردان
محمدرضا شجریان در زمینهٔ آواز شاگردان بسیاری را تعلیم داده است که برخی از معروفترین آنها عبارتاند از:

معصومه مهرعلی
حسامالدین سراج
مظفر شفیعی
قاسم رفعتی
همایون شجریان
ایرج بسطامی
علی رستمیان
محسن کرامتی
علی جهاندار
حمیدرضا نوربخش
سینا سرلک
محمد اصفهانی
مجتبی عسگری
مهدی امامی
وحید تا
درگذشت
محمدرضا شجریان در پیام ویدئویی برای تبریک نوروز 1395 با چهرهای دگرگونه و موهای بسیار کوتاه حاضر شد. برخی سایتها از ابتلای او به سرطان کلیه خبر دادند.

خود من هم با یک میهمان 15 سالهای سالهاست که آشنا هستم و دوست شدیم با همدیگر و الآن هم من به خاطر همان اینجا ایستادهام و طبق دستور ایشان موهای سرم را هم کوتاه کردم و بچهٔ حرفگوشکنی شدم و چند وقت دیگر هم در اینجا هستم، چون آرامش خوبی دارم و خیلی راحتم اینجا، برای اینکه با این میهمان بتوانیم به تفاهم برسیم انشاءالله. به تفاهم که رسیدیم، راه میافتم میآیم به سراغ شما هممیهنان عزیزم و کارهای هنریام را دنبال خواهم کرد.

بهرام بیضایی پس از مشاهدهٔ این ویدئو متأثّر شد و شعری برای شجریان سرود که در زادروزش در 1 مهرماه 1395 با این مطلع منتشر شد:

از اوایل بهمن سال 1398، وضعیت ریههای او به وخامت گرایید که منجر به بستری شدن در بیمارستان برای عمل جراحی بهمنظور «تعبیه راه عروقی جهت دارورسانی راحتتر و مؤثرتر» شد. اما 20 روز پس از مرخص شدن شجریان از بیمارستان، مشکلات تنفسی مجدداً او را در روز پنجشنبه 1 اسفند 1398 راهی بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان کرد و تا فروردین 1399 در بیمارستان باقی ماند. پس از آن مراقبت ویژه از محمدرضا شجریان در خانه ادامه یافت تا روز شنبه، 25 مرداد 1399 که با افت سطح هوشیاری، افت فشار خون و شوک عفونی بار دیگر در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان جم بستری شد و پس از حدود 10 روز، 3 مهرماه، از بیمارستان به خانهاش منتقل شد.

 



افراد سرشناسی چون عبدالوهاب شهیدی، احمد سمیعی گیلانی، ابراهیم گلستان، عالیم قاسمف، سیما بینا، محمود دولتآبادی، ایران درودی، نچیروان ادریس بارزانی، محمدرضا عارف، فرناز فصیحی، رضا پهلوی، علی لاریجانی، محمدجواد ظریف، سید مصطفی تاجزاده، علی دایی و همچنین بسیاری از مردم در شبکههای اجتماعی به درگذشت وی واکنش نشان داده و از درگذشت وی ابراز تأسف کردند. همچنین چند سفارتخانهٔ خارجی، از جمله سفارت فرانسه در ایران نیز درگذشت او را تسلیت گفتند.

پیکر شجریان صبح روز 19 مهر 1399 نزدیک آرامگاه فردوسی به خاک سپرده شد. پیکر او با نوای ربنا به محل دفن رسید و پیش از خاکسپاری، همایون و مژگان شجریان به همراه جمعیت مرغ سحر را با گریه خواندند. ورود به محوطهٔ دفن ممنوع اعلام شد و ترافیک سنگینی در راه به وجود آمد. همچنین در شبکههای اجتماعی گفته شد که نیروی انتظامی مسیرهای ورودی به مشهد و توس را بسته و نیروهای امنیتی حضور سنگینی در مراسم داشتند.

حسام الدین سراج، خوانندهٔ ایرانی، از لغو مراسم هفتمین روز درگذشت محمدرضا شجریان در تهران با وجود اخذ مجوز و بدون اطلاع قبلی به برگزارکنندگان و شرکتکنندگان خبر داد. او که یکی از برگزارکنندگان این مراسم بود، در اینستاگرام نوشت که قرار بود این برنامه روز پنجشنبه، 24 مهر، برگزار شود که «بدون اطلاع قبلی اما به دلیل جلوگیری از گسترش بیماری کرونا لغو شد». قرار بود مراسم بزرگداشت محمدرضا شجریان در پردیس سینمایی شهرک غرب برگزار شود ولی مدیریت این مجموعه اعلام کرد: «همه مجوزها و هماهنگیها اخذ و انجام شده بود، اما متأسفانه 40 دقیقه قبل از شروع مراسم لغو برنامه اعلام شد و مراسم تعطیل شد.».


آرامگاه
برخی گزارشها حاکی از پایین کشیدن تصاویر محمدرضا شجریان از روی بیلبوردهای شهر همدان بود در حالی که هشت روز به پایان تاریخ مجوز باقی مانده بود. شهرداری همدان گفت که ربطی به شهرداری ندارد و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان همدان مجوز نصب این بنرها را صادر و بعد هم باطل کرده و خود این ارگان باید پاسخگو باشد.

 

موسیقی
نباید فراموش کنیم که موسیقی اندیشیدن به انسان میده. من موسیقیای رو دنبال کردم که اندیشیدن به انسانها بده. اون موسیقیای رو که خواسته باشه برای لحظهای، فقط انسان خوشش بیاد یا حال کنه، از اون دیدگاه من دنبال نمیکنم. من موسیقی رو از دیدگاهی دنبال میکنم که اندیشیدن به مردم بده. و، لحظهای از خودش بیرون بیاد و فکر کنه؛ زیرا انسان در فکر کردن ساخته میشه، در اندیشیدن راه کمال رو طی میکنه.


خوشنویسی
محمدرضا شجریان علاوه بر آوازخوانی، علاقهٔ زیادی به خوشنویسی ایرانی داشت. او از سال 1344 به فراگیری خط نستعلیق نزد ابراهیم بوذری و حسین میرخانی پرداخت. او دارای درجهٔ ممتاز در خط نستعلیق بود. محمدرضا شجریان در سال 1389 آثار خطاطی خود را در نمایشگاهی در تالار وحدت به همراه منتخبی از خوشنویسان معاصر به نمایش گذاشت.

 

سازهای ابداعی

محمدرضا شجریان مبدع چند ساز جدید در موسیقی ایرانی بود. وی در اردیبهشت 1390 در نمایشگاه در تهران این سازها را رسماً به نمایش عمومی درآورد. برخی این سازها عبارتند از: صراحی، شهرآشوب، ساغر، کرشمه، سبو و

نمایشگاه سازهای ابداعی شجریان 1390 نمایشگاهی از سازهای ابداعی محمدرضا شجریان است که در تاریخ 18 اردیبهشت 1390 در تالار بهارخانه هنرمندان افتتاح گردید.

تولید سازهای ابداعی به دست شجریان با انتقاداتی مواجه شد و در نشستی با حضور کارشناسانی همچون: جلال ذوالفنون، محمدجمال سماواتی، محمد سریر، داریوش طلایی و مورد نقد قرار گرفت. همچنین سجاد پورقناد در گفت و شنودی با حضور موافقان سازهای شجریان، به نقد این سازها پرداخت.

پروژه باغ هنر بم
بعد از زلزله بم در دی ماه 1382 محمدرضا شجریان برای حمایت و همدردی با مردم زلزلهزده بم در تهران چند نوبت به اجرای کنسرت همنوا با بم پرداخت، او عواید کنسرتها و فروش لوحهای فشرده آن را به کمکی برای ایجاد باغ هنر بم که پایهگذار آن بود اختصاص داد، روند تکمیل پروژه باغ به کندی پیش رفت و با سنگاندازی برخی مسوولین شجریان از ادامه این کار دلسرد و از این کار کنار کشید، او در نامهای به رئیس شورای شهر وقت در سال 1388 نوشت: ماهها است که توان ما به جای پیشبرد پروژه، به رفع حاشیهها و مشکلات برخاسته از آن معطوف شده است. من دیگر توان مقابله با این همه موانع و دشواریهای ناروای ایجاد شده را ندارم و از آن جایی که ابتدا با شورای محترم شهر بم طرف بودیم، اکنون نیز رسماً این پروژه را به همان شورا تحویل میدهیم."
مشخصات پروژه باغ هنر بم: در جنوب غربی شهر بم با 7 هزار مترمربع زیربنا با در نظر گرفتن سازههایی مانند مدرسه موسیقی، گالریها، کتابخانه هنری، واحدهای تجاری و فرهنگی و سالن اجتماعات.
به گفته مجریان پروژه باغ هنر بم، سعی شده است در طراحی، از مفاهیم معماری اصیل و بومی ایرانی با تأکید بر ملاحظات اقلیمی و منطقهای استفاده شود. اجرای این پروژه پس از زلزله شهر بم در سال 1382 آغاز و ایجاد فضایی فرهنگی و هنری در بم در کنار تقویت و ایجاد روحیهای تازه در بین ساکنان بم، هدف اصلی اجرای آن اعلام شده بود.
مردم نیز برای ساخت و پیشرفت پروژه کمکهایی مالی کردند.

با انتخابات ریاست جمهوری 1392 و انتخاب مجدد شوراهای شهر فضای پیشین جای خود را به آرامش نسبی داد. رئیس شورای شهرستان بم دربارهٔ پروژه باغ هنر بم میگوید: این پروژه را محمدرضا شجریان بعد از زلزله شهرستان بم برای کمک به مردم آسیب دیده شروع کرد حالا امیدواریم بعد از تغییر مدیریت شورای شهر بار دیگر همراهی وی را با پروژهای که خود سنگهای اولش را گذاشت شاهد باشیم.

 

 

 

حسین محمد علیزاده (زادهٔ 1 شهریور 1330) موسیقیدان، آهنگساز، پژوهشگر و نوازنده تار و سهتار اهل ایران در سال 1330 در منطقه سید نصرالدین بازار تهران از پدری اهل ارومیه زاده شد. او 3 بار نامزد دریافت 3 جایزه گرمی شده است.

وی یکی از چهرههای تحسینشده موسیقی فیلم در ایران به شمار میآید. آثاری چون در چشم باد (1382)، دلشدگان (1370)، گبه (1374)، زشت و زیبا (1377)، زمانی برای مستی اسبها (1378)، لاکپشتها هم پرواز میکنند (1386)، آواز گنجشکها (1387)، ملکه (1390) و همه مادران من (1388) از ساختههای او هستند. حسین علیزاده با کسب 4 سیمرغ بلورین برای فیلمهای گبه، زشت و زیبا، آواز گنجشکها و ملکه مشترکاً به همراه مجید انتظامی و محمدرضا علیقلی برنده بیشترین سیمرغ بلورین در بخش بهترین موسیقی متن از جشنواره فیلم فجر است. حسین علیزاده از مهمترین ارکان تربیتی و مربیان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در سالهای دهه پنجاه بوده است.

زندگی
حسین علیزاده در سال 1330 زاده شد. پس از تحصیل در هنرستان موسیقی به دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران رفت و همزمان در مرکز حفظ و اشاعهٔ موسیقی به یادگیری و اجرای کنسرت پرداخت. او نزد هوشنگ ظریف، حبیبالله صالحی، محمود کریمی، علیاکبر شهنازی، داریوش صفوت، نورعلی برومند، سعید هرمزی، یوسف فروتن و عبدالله دوامی موسیقی آموخته است. علیزاده در سالهای آغازین دههٔ 1360 خورشیدی در مدرسهٔ عالی هنرهای برلین غربی (دانشگاه هنرهای برلین امروز) نیز تحصیل کرده است.

علیزاده در سال 1347 عضو ارکستر رودکی شد. او با عضویت در کانون فرهنگی و هنری چاووش همراه با دیگر استادان موسیقی ایران از جمله محمدرضا لطفی و پرویز مشکاتیان آثار جاودانهای در موسیقی ایران به نام مجموعه آلبومهای چاووش اجرا کرد. همچنین با آموزش هنرجویان موسیقی تأثیر مهمی در تربیت موسیقیدانان و نوازندگان پس از انقلاب 1357 گذاشت. بخش مهمی از تصنیفهای انقلابی آن روزگار از جمله تصنیف شهید با صدای شهرام ناظری از ساختههای علیزاده در آن دوران است. علیزاده پس از انقلاب به دلیل فشارهای وارد بر جامعه هنری در سال 1362 از ایران خارج شد و نخست برای مدت کوتاهی به ایتالیا و پس از آن به آلمان رفت و در سال 1364 به ایران بازگشت. علیزاده در اوایل دههٔ هفتاد ریاست هنرستان موسیقی را بر عهده داشت. وی از اواخر دهه 70 تا سال 1384 با محمدرضا شجریان در قالب گروهی چهار نفره همراه با کیهان کلهر و همایون شجریان به برگزاری کنسرت و اجرای برنامه در کشورهای مختلف مشغول بود.

زندگی شخصی
حسین علیزاده دارای دو فرزند به نامهای صبا (نوازندهٔ کمانچه) و نیما (نوازندهٔ رباب و تار) است که هماکنون در گروه همآوایان زیر نظر علیزاده فعالیت دارند.

افتخارات

حسین علیزاده تا به حال سه بار برای آلبومهای فریاد، بی تو به سر نمیشود و به تماشای آبهای سپید نامزد جایزه گرمی در بخش بهترین آلبوم سنتی جهان شده است.

حسین علیزاده چهار بار جایزه بهترین موسیقی فیلم را از جشنواره فیلم فجر برای فیلمهای گبه، زشت و زیبا، آواز گنجشکها و ملکه به دست آورده است. دریافت جایزه بهترین موسیقی متن برای فیلم آسمان زرد کمعمق در جشن انجمن منتقدان سینمای ایران در سال 1392.
علیزاده در 7 آذر 1393 در نامهای از دریافت نشان شوالیه هنر و ادب فرانسه (لژیون دونور) اعلام انصراف کرد و نوشت که «خود را بینیاز از دریافت هر نشانی» میداند. علیزاده در عین حال گفت «هدیه ملت بافرهنگ فرانسه» را «ارج مینهیم». او در نامه خود گفت: «اگر سفیر سیاسی و فرهنگی کشور فرانسه هدیه ملت بافرهنگ فرانسه را به سینه هنرمندان بزرگ ما نصب میکند، آن را ارج مینهیم و ما نیز ستایش میکنیم ستارگان پرافتخار تاریخ خود را.» علیزاده با این حال اضافه کرد: «شاید اگر در دیار ما توجه و درک از هنر والای موسیقی نزد مسئولان میبود، یک هدیه و عنوان غیرخودی این همه انعکاس نداشت. وقتی در فضای هنری نور کافی نباشد، چراغی کوچک خورشید میشود». او در پایانِ نامه خود نوشت: «ضمن قدردانی از مسئولان کشور و سفارت فرانسه، به احترام مردم هنرپرور و هنردوست ایران، به نام حسین علیزاده قناعت کرده، تا آخر عمر به آن پیشوند یا پسوندی نخواهم افزود.»
دریافت جایزهٔ دو سالانهٔ موسیقی جهانی آسیا (به انگلیسی: Asian world music Award) از بنیاد مرکز موسیقی جهان (به انگلیسی: World Music center) کرهجنوبی در 4 خرداد 1396 (26 می 2017). این جایزه به هنرمندانی که باعث ارتباط کشورشان با دیگر نقاط جهان بهویژه کشورهای آسیایی شدهاند، اهدا میشود.


ابتکارها
سلانه، سازی است که سیامک افشاری زیر نظر علیزاده ساخته است و صدایی شبیه عود و تار دارد. از دیگر ابتکارهای حسین علیزاده ابداع مقام داد و بیداد که از ترکیب گوشهٔ «داد» از دستگاه ماهور و گوشهٔ «بیداد» از دستگاه همایون است.

 

 

 

عبّاس علی حاتمی (24 مرداد 1323 14 آذر 1375) نویسنده و فیلمسازِ اهلِ ایران بود. او فعالیت خود را در سال 1344 با نوشتن نمایشنامهٔ دیب آغاز کرد و سپس کارگردانی را با ساخت فیلم حسن کچل (1348) تجربه کرد. از اقدامات او برای سینمای ایران ساخت شهرک سینمایی غزالی بود.

زندگی
علی حاتمی با نام کاملِ عبّاسعلی حاتمی (با اصالت تفرشی) 24 مرداد 1323 در خیابان شاهپور تهران به دنیا آمد. مادرش خانهدار بود و پدرش سمت صفحهآرا در یک چاپخانه را داشت. او دومین فرزند خانواده بود. او برای آموختن اصول اولیه نمایشنامهنویسی به هنرستان تهران رفت و پس از آن به هنرستان آزاد هنرهای دراماتیک رفت.


او دانشآموخته از دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر است. علی حاتمی 12 فیلم بلند سینمایی و سه مجموعهٔ تلویزیونی ساخته است. البته از مجموعه سوم وی ( هزاردستان) بعداز فوت وی، دو فیلم نیز مونتاژ مجدد و عرضه گردیده است. او از فیلمسازان پیشروی نسلی بهشمار میرود که پیشگامان فصل جدید سینمای ایران از اواخر دههٔ 1340 به بعد از میانش برخاسته، از جمله ناصر تقوایی، بهرام بیضایی، مسعود کیمیایی، فریدون گله و داریوش مهرجویی.

اولین اثر سینمایی حاتمی در سال 1348 با عنوان حسن کچل ساخته شد و آخرین فیلم نیمهتمامش با نام جهان پهلوان تختی که یکی از بزرگترین پروژههای سینمایی او بعد از مجموعهٔ هزاردستان بود، 2 به علت مرگ ناشی از بیماری سرطان نافرجام ماند. پس از مرگش نیز دو فیلم مبتنی بر هزاردستان با تدوین واروژ کریممسیحی (به نامهای کمیتهٔ مجازات و تهران روزگار نو) ساخته شد.

کارنامه
حاتمی کار هنری خود را با نویسندگی در تئاتر آغاز کرد و نمایشنامههای «ساتن»، «قصهٔ حریر»، «ماهیگیر»، «حسن کچل»، «چهل گیس» و شهر «آفتاب و مهتاب» را برای تئاتر نوشت. علی حاتمی در کلاسهای نمایشنامهنویسی اداره هنرهای دراماتیک واقع (درآب سردار) شرکت نمود و بعدها که این اداره به نام دانشکده هنرهای دراماتیک تغییر نام داد، او در رشته ادبیات نمایشی تحصیلات خود را ادامه داد. او در سال 1344 نمایش دیب (دیو) را که از اولین نوشتههای خود بود، در تالار دانشکده و با کودکان مؤسسه آموزشی فرهنگ آرزو به اجرا درآورد.

اولین تجربه سینمایی حاتمی، فیلم حسن کچل (1349) بود. حاتمی این فیلم را در پی موفقیت نمایشنامه حسن کچل و استقبال بسیار خوب مردم از آن، ساخت. در واقع این موفقیت موجب شد که چند تن از دستاندرکاران سینما او را ترغیب کنند که این نمایشنامه را به فیلم بدل کند و شانس خود در عرصه سینما را نیز، بیازماید. علی عباسی، تهیهکننده سینما، که نمایش حسن کچل را دیده بود، برای ساخت فیلم آن، اعلام آمادگی کرد، اما به دلیل بیتجربگی حاتمی در عرصه سینما، میخواست کارگردانی فیلم را به شخص دیگری بسپرد، ولی حاتمی مخالفت کرد و سرانجام هم عباسی را متقاعد کرد که خود از پس ساخت آن بر میآید. حسن کچل نخستین فیلم ریتمیک و موزیکال ایرانی و برگرفته از داستانهای کهن ایرانی بود. این فیلم با استقبال بسیار خوبی از سوی تماشاگران رو به رو شد و زمینه ورود وی به سینمای ایران را فراهم کرد.

پس از موفقیت حسن کچل، حاتمی از تئاتر فاصله گرفت و تواناییهای خود را معطوف به سینما کرد. او بلافاصله بعد از حسن کچل فیلم طوقی (1349) را ساخت. طوقی نوعی کبوتر است که کبوتربازها علاقه زیادی به آن دارند. حاتمی در فیلم طوقی به یکی از ویژگیها و سرگرمیهای برخی از مردان آن زمان که گاه از یک سرگرمی فراتر میرفت و به نوعی علاقه افراطی بدل میشد، میپردازد. در این فیلم نیز علاقه به یک طوقی و تلاش برای به دست آوردن آن، سرانجام به یک فاجعه بدل میشود.

فیلم بعدی حاتمی با نام بابا شمل (1350)، بازگشتی بود به سینمای ریتمیک و موزیکال مورد علاقه حاتمی و دربارهٔ لوطی و لوطیگری. حاتمی در سال 1351 فیلمساز پرکاری بود و سه فیلم در کارنامه خود ثبت کرد، فیلمهای قلندر، ستارخان و خواستگار. این سه فیلم نیز همچنان برخوردار از ویژگیهای سایر آثار حاتمی هستند. در این میان فیلم ستارخان، رویکردی تازه به یک حادثه تاریخی بود و ماجرای مشروطیت و قیام ستارخان و باقرخان را از زاویهای دیگر بیان میکرد. منتقدان این فیلم را تحریفی از ماجرای اصلی دانستند. حاتمی سپس به تلویزیون رفت و دو سریال داستانهای مولوی (1352) و سلطان صاحبقران (1354) را ساخت.

در سال 1356 با پنج سال فاصله، حاتمی فیلم سوتهدلان را ساخت. بسیاری از منتقدان سوتهدلان را مهمترین و کاملترین فیلم حاتمی در قبل از انقلاب میدانند. در این فیلم هماهنگی کاملی بین فرم و محتوا وجود دارد. حاتمی، قصه عشق یک معلول ذهنی را با زبان تصویری تازهای به فیلم بدل کرد.

پس از اتمام سوتهدلان حاتمی مشغول نوشتن فیلمنامه سریال هزاردستان شد که ابتدا «جاده ابریشم» نام داشت. حاتمی برای نوشتن متن این سریال عازم فرانسه شد و موهای خود را از ته تراشید تا رویش نشود به خیابان برود و فقط مشغول نوشتن فیلمنامه باشد. 7 وی بارها این متن را بازنویسی کرد و حتی گفته میشود تعداد بازنویسیهای این متن به بیش از 10 بار رسیده است. ساخت این سریال در سال 1358 کلید خورد و هشت سال طول کشید تا سرانجام «هزاردستان» به آنتن تلویزیون برسد. علی حاتمی برای تولید این سریال دست به ساخت تهران قدیم زد و حاصل کار او با نام شهرک سینمایی غزالی برای تلویزیون و سینمای ایران باقی ماند. این سریال روایتگر زندگی رضا تفنگچی بود که در اواخر دورهٔ احمدشاه قاجار دست به اسلحه میبرد و یک سلسله ترور را آغاز میکند، او در سالهای پایانی عمر کار خوشنویسی را پی میگیرد و از رضا تفنگچی به رضا خوشنویس تبدیل میشود.

حاجی واشینگتن (1361)، نخستین فیلم حاتمی بعد از انقلاب اسلامی بود. حاجی واشینگتن، ماجرای اولین سفیر ایران در آمریکا را روایت میکند. در سال 1306 هجری قمری، حاج حسین قلیخان نوری از سوی ناصرالدین شاه به عنوان سفیر ایران به آمریکا اعزام میشود. سفیر ایران در آمریکا هیچ مراجعهکنندهای ندارد، از طرفی بودجه سفارت ایران در آمریکا به شدت کاهش مییابد و سفیر مجبور میشود خدمه را نیز مرخص کند و موقعیت کمیک او در ابتدای فیلم با گذشت زمان به تراژدی تبدیل میشود. فیلم در سال 1361 فقط اجازهٔ نمایش در جشنوارهٔ فجر را پیدا کرد و بعد از آن توقیف بود و در زمان حیات علی حاتمی اجازهٔ نمایش پیدا نکرد. سرانجام در 20 خرداد 1377 به نمایش عمومی درآمد و چندین بار از تلویزیون پخش شد.

در سال 1362 حاتمی، کمالالملک، فیلمی بر مبنای زندگی نقاش بزرگ ایرانی و رابطهاش با شاه و دربار قاجار، را ساخت. حاتمی سعی کرد در این فیلم، هم بعد تاریخی و هم بعد بیوگرافی فیلم را حفظ کند و با تکیه بر رابطه حکومت با یک هنرمند به ضعفها و چالشهای فرهنگی و هنری در آن زمان بپردازد. این فیلم بهرهمند از بازی خوب بازیگرانش است که هر یک بازیهای خوب و ماندگاری از خود به جای گذاشتهاند.

پس از ساخت جعفرخان از فرنگ برگشته بر اساس نمایشنامهای به همین نام از حسن مقدم، که خاطرات تلخی برایش رقم زد چرا که زیر بار اصلاحات اجباری وزارت ارشاد نرفت و کارگردان دیگری محمد متوسلانی آن را تمام کرد؛ حاتمی در سال 1368 فیلم مادر را ساخت که ماجرای روزهای پایانی مادری پیر است که در خانه سالمندان به سر میبرد. او که بعد از سالها تلاش و تحمل مشکلات بسیار و بزرگکردن فرزندانش اکنون در آستانه مرگ قرار گرفته است، از فرزندانش میخواهد که او را به خانه قدیمیشان ببرند و خود نیز در این روزهای پایانی در آنجا جمع شوند.

فیلم بعدی حاتمی دلشدگان بود که در سال 1370 ساخت. در این فیلم که ماجرایش در زمان سلطنت احمدشاه قاجار میگذرد، تاجری فرنگی به بهانه رونق فرهنگ و هنر، قصد دارد با پرکردن چند صفحه از چند موسیقیدان ایرانی، ردیفهای اصیل موسیقی ایرانی را که در حال فراموشی است، از گزند گذر زمان محفوظ نگه دارد. به همین منظور جمعی از بهترین نوازندگان را برمیگزیند.

حاتمی که از سالهای اولیه دهه 1370، مطالعه و تحقیق دربارهٔ زندگی جهانپهلوان تختی را آغاز کرده بود، بعد از پشت سر گذاشتن دشواریهایی سرانجام در سال 1375، ساخت فیلم جهان پهلوان تختی را آغاز کرد. متأسفانه پس از آنکه تنها بخشهایی از فیلم را فیلمبرداری کرده بود بیماری سرطان به سراغش آمد و در بیمارستان بستری شد و مجبور شد پروژه اش را نیمهکاره رها کند. بهروز افخمی پس از درگذشت علی حاتمی ادامه پروژه را به عهده گرفت. و کار نیمه تمام او را به پایان رسانید.

سبک
درونمایه تمامی آثار حاتمی بر اساس ویژگیهای قومی و انسانهای رشدیافته در این باورها و اعتقادات، شکل گرفته است. شخصیت آثار او اغلب شبیهترین افراد به خصلت و باورهای قومیتهای ایرانی هستند. حاتمی که تقریباً تمامی آثارش را بر اساس فیلمنامههایی از خودش ساخته است در انتقال فضا، زمان و شرایط اجتماعی دوره تاریخی که در فیلمش به تصویر کشیده، بسیار موفق بوده است. دیالوگهای فیلمهای او بسیار درخشان و قابل توجه هستند و در سینمای ایران اگر بینظیر نباشند، حتماً کمنظیر هستند. مجموعههای تلویزیونی علی حاتمی سلطان صاحبقران و هزاردستان نیز به اندازه آثار سینماییاش مورد توجه بسیار قرار گرفتند.

دیالوگهای ماندگار
علی حاتمی به عنوان کارگردانی صاحب سبک و مؤلف، سعی کرد با استفاده از قصهها، مثلها، فولکلورها یا باورهای عامیانهٔ ایرانی، فرهنگ کهن کوچه و بازار و معماری دیرپای ایرانی اسلامی طرحی نو در سینمای ایران دراندازد. وی به حق توانست فرهنگ، آداب و ارزشهای فکری و عملی مردم این سرزمین را بر پردهٔ خیال نقاشی کند از این رو وی را به علت بهرهبردن از زبان تصویر و خلق شخصیتهای شاعرانه، سعدی سینمای ایران میدانند.

حاتمی همواره در آثار سینمایی خود پیوندی ناگسستنی با اصطلاحات و گویشهای کوچهبازار داشت، بهطوریکه کاربرد این دیالوگها به عنوان امضای وی در تقریباً تمامی آثار سینماییاش حضور داشته و سینمای حاتمی را یک سینمای منحصر به فرد ساخته است. برخی از این دیالوگهای ماندگار عبارتند از:

فیلم مادر «تلخی با قند شیرین نمیشه، شب رو باید بیچراغ روشن کرد»
فیلم مادر «مادر مرد، از بس که جان ندارد»
فیلم حاجی واشینگتن: «آیین چراغ، خاموشی نیست»
فیلم کمالالملک «کباب بدون سیخ مزهٔ کباب نداره هیچ کبابی هم کباب بازار نمیشه حتی کباب دربار. کبابو باهاس داغ داغ با سیخ به نیش کشید .»
فیلم سوته دلان > «دروغگو دشمن خداست. آخ که چقد دشمن داری خدا»
فیلم کمالالملک «باب دندون شاه گربههای قاجاریه. پهلوی با دندون ببر کباب میخوره .»
فیلم کمال الملک «ناصرالدینشاه: برای آمدن به چشم نقاش، باید در چشمانداز بود»
فیلم کمال الملک: ناصرالدین شاه به کمال الملک: دل به نشاط باش، قدری خوش بگذران، قدر هنرت را بدان، هنر متاعی نیست که سر هر بازاری بشود خرید/در ادامه، کمال الملک در جواب ناصرالدین شاه: و سر هر بازاری بشود فروخت.
فیلم کمال الملک: کمال الملک خطاب به یارمحمد: هنر تویی، هنر این فرشه، دریغ از همه عمر، یک نظر به زیر پام نینداختم.
سریال هزاردستان: مفتش شیش انگشتی خطاب به رضا خوشنویس: یک پیرمرد مریض احوال و یک مامور نادرست، ما هر دو، برای مبارزه ضعیفیم، با خان مظفر.
سریال هزاردستان: ابوالفتح صحاف خطاب به رضا تفنگچی: شکارچی، تا کی کبک و گوزن، عزم شکار ناب کن.
سریال هزاردستان: ابوالفتح صحاف خطاب به رضا تفنگچی: نقدا همه سرنخها به دست هزاردستانه جز من، خواست ما این نبود، افتادیم به خاک ذلت/در ادامه، رضا تفنگچی در جواب ابوالفتح صحاف: خب، خشت که به آسیاب بدی، خاک نصیبت میشه آخر.
سریال هزاردستان: رضا خوشنویس خطاب به سید مرتضی سماورساز: شما که گفتین اون سید جلیل (منظور سید ابراهیم روحانی است) بر مرگ این خبیث رویین تن (منظور خان مظفر است) رضایت داده/پاسخ سید مرتضی: وقت و شخصش که معین بشه، کِی و کی.
سریال هزاردستان: بخشی از پاسخهای سید مرتضی سماورساز به رضا خوشنویس: دلی که جذب خناس میشه، آلوده وسواسه/به ولای مرتض علی، انداختنش راحتتر از انداختن برگی یه از درخت، پاییزش که فرا رسید وزش یک نسیم آخرین تلنگرشه/ابلیس کبیرم باشه، برای بنده خدا شیطانک حقیره.
سریال هزاردستان: پرسش رضا خوشنویس از سید مرتضی سماورساز: یعنی این دستهای هنرور لایق جنایت هم نیست؟ جواب سید مرتضی به رضا خوشنویس: سخن از جنایت نیست، دستی که مجری حکم خداست آلوده به خون و جنایت نمیشه، خونی که اون دست بریزه گل سرخه.
سریال هزاردستان: خان مظفر خطاب به نانوا: سال قحطی نان مردم رِ تامین کردن کرامت داره، وگرنه با آب و آتش و آرد، نان پختن که همه نانوان.
سریال هزاردستان: میرزا باقر مفتش (کفیل تامینات تهران قدیم) خطاب به رضا تفنگچی: مستوری نکن، به وقت مستی هوشیارتر بودی مرغ سخنگوی منزل آکاووس.
سریال هزاردستان: پیشخدمت خان حاکم خطاب به خان حاکم: بخوابید خان حاکم، صبح وقتیه که شما برمی خیزید، تعیین روز با شماست نه خورشید.
سریال هزاردستان: در یکی از "آنچه گذشت"های ابتدای یکی از قسمتهای سریال: و به راستی این دست سرگردان، از یک خوشنویس بود یا تیرانداز؟
سریال هزاردستان: روایت پایانی سریال: کاری که امروز به دست رضا نشد، فردا به امر خدا دست مرتضی بساخت، هزاردستان بود و ابردست، غافل که دست خداست بالاترین دستها.

درگذشت
حاتمی در 14 آذر 1375 بر اثر سرطان پانکراس در سن 52 سالگی درگذشت. پیکر وی در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد. بر روی سنگ قبر وی که در طرفینش رقیه چهرهآزاد (ملقب به مادر سینمای ایران و ایفاگر نقش مادر در فیلم "مادر") و رسام عربزاده (طراح ممتاز فرشهای ایرانی) دفن شدهاند یکی از ماندگارترین دیالوگهای فیلم "حاجی واشینگتن" نقش بسته: "آیین چراغ خاموشی نیست".

فیلمهای مستند دربارهٔ حاتمی
دربارهٔ علی حاتمی چند مستند ساختهاند. یکی از اینها سهگانهای است به کارگردانیِ «الهام قرهخانی» و «امیر مهرتاش مهدوی» که تولید آن در سال 1378 آغاز شد و در سال 1383 پایان یافت.  مستند آن معلمِ بیاستاد فیلمِ دیگری است که به تهیهکنندگی و کارگردانی سید وحید حسینی و محدثه گلچین عارفی در سال 1395 ساخته شده است. در این فیلم شماری از همکارانِ قدیمِ حاتمی دربارهٔ او سخن گفتهاند. نام این فیلم برگرفته از یادداشتی است از بهرام بیضایی که پس از مرگ حاتمی در مجله فیلم چاپ شد...

 

 

 


 

1. هیچ پافشاری برای خرید نیست.

2. اسلایدها از خود کالاست!! آگاهانه خرید انجام دهید.

3. فیدبک خاکستری و قرمز برابر با بِلاک.

 

 

 

 

loader