





جنایت و مکافات داستایوسکی/خوارزمی1363/ گالینگور
1٬850٬000 تومان
مشخصات کالا
| ژانر | ادبیات کلاسیک |
| ملیت رمان | روسیه و بلوک شرق |
| نوع چاپ کتاب | چاپ اصل |
توضیحات بیشتر
گالینگور با روکش چاپ 1363 ترجمه مهری آهی
- کتاب ورق نخورده و در حد نو
- توجه : روکش کتاب به شدت زدگی و پارگی دارد و "در حد نو " شامل آن نمی شود .
جنایت و مکافات رمانی از نویسنده روسی، فئودور داستایوسکی است. این رمان اولین بار در مجله ادبی "پیام آور روس " در دوازده بخش ماهانه در سال 1866 منتشر شد بعدها در یک جلد منتشر شد. این دومین رمان بلند داستایفسکی پس از بازگشت او از ده سال تبعید در سیبری است. جنایت و مکافات اولین رمان بزرگ دوران بلوغ نویسندگی او محسوب میشود و اغلب به عنوان یکی از بزرگترین آثار ادبیات جهان از آن یاد میشود.
«جنایت و مکافات» داستان رنجهای روحی و معضلات اخلاقی رودیون راسکولینکوف ، دانشجوی سابق حقوق فقیر در سن پترزبورگ ، را دنبال میکند که قصد دارد یک رباخوار بی وجدان، پیرزنی که پول و اشیاء قیمتی را در آپارتمانش انبار میکند، را بکشد. او این نظریه را مطرح میکند که با این پول میتواند خود را از فقر رهایی بخشد و به انجام کارهای بزرگ بپردازد و به دنبال متقاعد کردن خود است که برخی از جنایات در صورتی که برای از بین بردن موانع در برابر اهداف والای مردان «خارق العاده» انجام شوند، قابل توجیه هستند. با این حال، هنگامی که این عمل انجام میشود، او خود را در سردرگمی، پارانویا و انزجار مییابد. توجیهات نظری او تمام قدرت خود را از دست میدهند زیرا او با احساس گناه و وحشت دست و پنجه نرم میکند و با عواقب درونی و بیرونی عمل خود روبرو میشود.
در آن زمان، داستایفسکی مبالغ هنگفتی به طلبکاران بدهکار بود و سعی داشت به خانواده برادرش میخائیل که در اوایل سال 1864 فوت کرده بود، کمک کند. پس از آنکه درخواست هایش در جاهای دیگر بی نتیجه ماند، داستایفسکی به عنوان آخرین چاره به ناشر میخائیل کاتکوف روی آورد و برای سهم خود درخواست پیش پرداخت کرد.او داستان یا رمان کوتاه خود را (در آن زمان، به رمان فکر نمی کرد) برای انتشار در مجله ماهانه کاتکوف،پیام آور روسی یک نشریه معتبر در نوع خود و محل عرضه آثار ایوان تورگنیف و لئو تولستوی ارائه داد. داستایفسکی که در اوایل دههٔ 1860 درگیر بحثهای جدلی با کاتکوف بود، قبلاً هرگز چیزی در صفحات آن منتشر نکرده بود. داستایفسکی در نامه ای به کاتکوف که در سپتامبر 1865 نوشته شده بود، برای او توضیح داد که این اثر قرار است درباره مرد جوانی باشد که تسلیم «ایده های عجیب و غریب و «ناتمام» می شود، اما در هوا معلق است». او قصد داشت خطرات اخلاقی و روانی ایدئولوژی «رادیکالیسم» را بررسی کند و احساس میکرد که این پروژه برای کاتکوف محافظه کار جذاب خواهد بود.در نامه هایی که در نوامبر 1865 نوشته شده است، یک تغییر مفهومی مهم رخ داده است: «داستان» به «رمان» تبدیل شده است. از آن به بعد، از جنایت و مکافات به عنوان یک رمان یاد میشود.
در نسخه کامل نوشته های داستایوفسکی که در شوروی سابق منتشر شد، ویراستاران دفترچه های نویسنده برای رمان جنایت و مکافات را به ترتیبی که تقریباً مطابق با مراحل مختلف نگارش بود، دوباره گردآوری کردند.در نتیجه، یک پیش نویس ناقص از رمان کوتاه، همانطور که در ابتدا تصور میشد، و همچنین دو نسخه دیگر از متن وجود دارد. این نسخه ها به عنوان نسخه ویسبادن، نسخه پترزبورگ و طرح نهایی متمایز شده اند که شامل تغییر از راوی اول شخص به استفاده نوآورانه داستایفسکی از روایت سوم شخص برای دستیابی به دیدگاه روایی اول شخص است. داستایفسکی در ابتدا چهار طرح اول شخص را در نظر گرفت: خاطراتی که توسط راسکولنیکوف نوشته شده است، اعترافات او که هشت روز پس از قتل ثبت شده است، دفتر خاطرات او که پنج روز پس از قتل آغاز شده است، و یک شکل ترکیبی که نیمه اول آن به شکل یادداشت و نیمه دوم به شکل دفتر خاطرات است. نسخه ویسبادن کاملاً بر واکنشهای اخلاقی و روانی راوی پس از قتل تمرکز دارد. این نسخه تقریباً با داستانی که داستایفسکی در نامه خود به کاتکوف توصیف کرده است، مطابقت دارد و به شکل دفتر خاطرات یا ژورنال نوشته شده است، مطابق با چیزی است که در نهایت به بخش دوم اثر نهایی تبدیل شد.
اینکه چرا داستایفسکی نسخه اولیه خود را رها کرد، همچنان محل گمانه زنی است. به گفته جوزف فرانک، «یک احتمال این است که شخصیت اصلی او شروع به توسعه فراتر از مرزهایی کرده باشد که در ابتدا در آنها تصور شده بود».دفترچه ها نشان میدهند که داستایفسکی با پیشرفت طرح داستان، از ظهور جنبه های جدید شخصیت راسکولنیکوف آگاه شد و رمان را مطابق با این «دگردیسی» ساختار داد.نسخه نهایی جنایت و مکافات تنها زمانی به وجود آمد که در نوامبر 1865، داستایفسکی تصمیم گرفت رمان خود را به صورت سوم شخص بازنویسی کند. این تغییر، اوج یک کشمکش طولانی بود که در تمام مراحل اولیه نگارش وجود داشت. داستایفسکی پس از این تصمیم، شروع به بازنویسی از ابتدا کرد و توانست به راحتی بخش هایی از نسخه خطی اولیه را در متن نهایی ادغام کند. فرانک میگوید که او، آنطور که به ورانگل گفته بود، همه چیزهایی را که قبلاً نوشته بود، نسوزانده بود.
داستایفسکی برای اتمام به موقع «جنایت و مکافات» تحت فشار زیادی بود، زیرا همزمان با آن قرارداد داشت تا "قمار باز"
را برای ناشر برجسته روسی، فئودور استلوسکی، که شرایط بسیار سختی را تحمیل کرده بود، به پایان برساند. آنا اسنیتکینا، تند نویسی که بعدها همسر داستایفسکی شد، در طول این کار دشوار کمک زیادی به او کرد. اولین بخش
«جنایت و مکافات» در شماره ژانویه 1866 مجله «پیام رسان روسی» منتشر شد و آخرین بخش آن در دسامبر 1866 منتشر شد.