




کتاب یکی بود یکی نبود محمد علی جمال زاده
280٬000 تومان
مشخصات کالا
| سال چاپ | 1330-1339 ش - 1960-1951 م |
| ژانر | ادبیات کلاسیک |
| ملیت رمان | ایرانی |
| نوع چاپ کتاب | چاپ غیر اصل |
توضیحات بیشتر
کتاب یکی بود یکی نبود
نویسنده: محمد علی جمال زاده (میرزا سید محمدعلی خان جمال زاده)
نسخه غیر اصل از چاپ 1339
انتشارات کاویانی طبع برلین
نو
شرح کتاب:
کتاب «یکی بود یکی نبود» نوشته محمدعلی جمالزاده، اثری پیشرو در ادبیات داستانی مدرن ایران است. این مجموعه، که شامل یک دیباچه، شش داستان کوتاه، و بخشی به نام مجموعه عوامانه کلمات فارسی است، با زبانی ساده و طنزآمیز به نقد جامعه ایران در آن دوران
میپردازد. جمالزاده با این اثر، که نخستین مجموعه داستان کوتاه به سبک جدید در ادبیات فارسی محسوب میشود، تصویری روشن از دغدغهها، رنجها، و ویژگیهای مردم ایران ارائه میدهد. شخصیتهای داستانها، هر یک نماینده قشری از جامعه هستند و نویسنده با توصیف دقیق خوی
و خصلتهایشان، خواننده را به تأمل در مسائل اجتماعی و فرهنگی وا میدارد. داستان «فارسی شکر است» روایت مردی است که پس از سالها دوری از وطن، به ایران بازمیگردد، اما به اشتباه بهعنوان خارجی دستگیر میشود. در زندان، او با همسلولیهایی از طبقات مختلف جامعه مواجه
میشود؛ از جوانی فرنگیمآب که زبانش پر از واژگان خارجی است تا شیخی که کلامش آکنده از اصطلاحات عربی است. تنها راوی و یک جوان روستایی میتوانند به زبان فارسی ساده با هم سخن بگویند، که این موضوع نقدی بر فاصله طبقاتی و زبانی در جامعه است. در «رجل سیاسی»، جعفر
حلاج، مردی ساده، به اصرار همسرش وارد سیاست میشود و به نمایندگی مردم انتخاب میگردد، اما درگیر فساد و رشوه میشود. این داستان، زشتیهای سیاست و تأثیر ناآگاهی مردم را به تصویر میکشد. «دوستی خالهخرسه» در زمان حضور نیروهای روس در ایران رخ میدهد. راوی و همراهانش
به کرمانشاه سفر میکنند، اما یکی از همسفران، حبیبالله، که جان یک قزاق روس را نجات داده، به دلیل طمع قزاقها کشته میشود. این داستان، روابط پیچیده و خیانتآمیز در شرایط بحرانی را نشان میدهد. در «درد دل ملاقربانعلی»، مردی عامه به روضهخوانی روی میآورد و عاشق
دختری میشود، اما پس از مرگ او، در لحظهای از ضعف، گرفتار گزمهها میشود. این داستان، تضاد بین احساسات انسانی و فشارهای اجتماعی را برجسته میکند. داستان «بیله دیگ بیله چغندر» روایت دیدار راوی با دلاکی فرنگی در خارج از ایران است. دلاک، که زمانی مستشار وزارتخانههای
ایران بوده، با طنزی تلخ از خصوصیات ایرانیان انتقاد میکند، اما در برابر فرهنگ و مذهب آنها، لحنی محتاطانه دارد. «ویلانالدوله» نیز حکایت سربازی بیهویت و مفتخور است که در نهایت، از زندگی خود دلزده شده و خودکشی میکند. این داستان، تصویری از انزوای اجتماعی
و فقدان هدف را ارائه میدهد.