الهی نامه عطار نیشابوری تصحیح کدکنی. نشرسخن
الهی
الهی
الهی
الهی
الهی

الهی نامه عطار نیشابوری تصحیح کدکنی. نشرسخن

نو
شماره کالا: 37774920

1٬950٬000 تومان

مشخصات کالا

سال چاپپس از 1400 ش - 2021 م
نوع چاپ کتابچاپ اصل

توضیحات بیشتر

معرفی کتاب الهی نامه

"الهی نامه" اثر درخشان دیگری است از شیخ "فرید الدین محمد بن ابراهیم نیشابوری" ملقب به "عطار نیشابوری" که در دسته آثار منظوم وی قرار می گیرد. این اثر در ابتدا "خسرونامه" نام داشت اما بعد ها با عنوان "الهی نامه" شناخته شد. "الهی نامه" که بیش از شش هزار و پانصد بیت را در خود جا داده، به رسم دیگر آثار ادبی آن زمان، با مناجات و ستایش نبی اکرم (ص) و مدح خلفای زمانه آغاز شده است.

 

"عطار نیشابوری" این کتاب را در بیست و دو بخش به نگارش درآورده و قالب نگارشی اثر، مناظره ای است که یک پدر با پسرانش داشته و هر یک از این پسران از وی چیزی خواسته اند. داستان از این قرار است که خلیفه ی دانا و توانمند، شش پسر داشت که از آموختنی ها و داشتنی ها چیزی نمانده بود که یاد نگرفته باشند یا دلشان بخواهد و نداشته باشند. با این حال هر پسر در قلب خود آرزویی می پرورید و از ناکامی خود سخت در غم و اندوه بود. پدر این چنین با پسرانش سخن گفت که اگر او را از امیال و خواسته های خویش آگاه سازند، شاید بتواند آنان را به سوی کامیابی رهنمون شود و این چنین شد که پسران سفره ی دل را نزد پدر گشودند و هر یک خواسته ی خود را بر زبان راندند. یکی عاشق و دلباخته ی دختر شاه پریان و دیگری شیفته سحر و جادو، این یکی در طلب آب حیات و آن دیگری در طلب جام جم، این در جستجوی انگشتر سلیمان و آن هم به دنبال کیمیا. به این ترتیب پدر با پندهای حکیمانه اش، به یاری فرزندان می شتابد و به آن ها نشان می دهد که چه چیز از اهمیت واقعی برخوردار است. نسخه ی پیش رو از "الهی نامه" با تصحیح استاد "محمدرضا شفیعی کدکنی" در اختیار خوانندگان قرار گرفته است.

 

 

درباره فرید الدین عطار نیشابوری

درباره فرید الدین عطار نیشابوریفریدالدین ابوحامد محمد عطار نیشابوری مشهور به شیخ عطّار نیشابوری (1146م/540ق 1221م/618ق) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال 540 هجری برابر با 1146 میلادی در نیشابور زاده شد و در 618 هجری به هنگام حملهٔ مغول به قتل رسید.

 

قسمت هایی از کتاب الهی نامه

چو پیش یوسف آمد ابن یامین نشاندش هم نفس بر تخت زرّین/ نشسته بود یوسف در نقابی که نتوانی نهفتن آفتابی/ چه می دانست هرگز ابن یامین که دارد در بر خود جان شیرین/ گمان برد او که سلطان عزیزست چه می دانست کو جان عزیزست/ اگر او در عزیزی جان نبودی عزیز مصر جاویدان نبودی/ چه گر یوسف نشاندش در بر خویش ز حرمت بر نیاورد او سر خویش/ سخنها گفت یوسف خوب آنجا خبر پرسید از یعقوب آنجا/ یکی نامه بزیر پرده در داد ز سوز جان یعقوبش خبر داد/ چو یوسف نامه بستد نام زد شد وز آنجا پیش فرزندان خود شد/ چه گویم نامه بگشادند آخر بسی بر چشم بنهادند آخر/ دران جمع اوفتاد از شوق جوشی برآمد از میان بانگ و خروشی/ بسی خونابهٔ حسرت فشاندند وزان حسرت بصد حیرت بماندند/ بآخر یوسف آنجا باز آمد بتخت خود بصد اعزاز آمد/ زمانی بود و خلقی در رسیدند میان صفّه خوانی برکشیدند/ چنین فرمود یوسف شاه محبوب که جمع آیند فرزندان یعقوب/ ولی هر یک یکی را برگزینند بیک خوان دو برادر در نشینند/

 

 

نوع جلد:جلد سخت

قطع:وزیری

شابک:978-9643722012

تعداد صفحه:904

سال انتشار شمسی:1403