



سیرت رسول الله (دوره 2 جلدی)
2٬800٬000 تومان
مشخصات کالا
| سال چاپ | 1360-1369 ش - 1990-1981 م |
| نوع چاپ کتاب | چاپ اصل |
توضیحات بیشتر
سیرت رسول الله ( دوره کامل دو جلدی )
کیفیت همانند عکس های ارایه شده
مولف رفیع الدین اسحق بن محمد همدانی
· مترجم اصغر مهدوی
· دوره ( جلدی ) دو جلدی
· ناشر خوارزمی
· سال نشر1361
· نوبت چاپ دوم
کتاب سیرت رسول الله،نوشته رفیع الدین اسحق بن همدانی ملقب به قاضی ابرقوه همدانی و تصحیح و مقدمه ی جناب دکتر اصغر مهدوی است که جمع آوری و تدوین أخبار و روایات مربوط به آغاز دین إسلام و شرح أحوال و تاریخ غزوات یا جنگهای حضرت
رسول اکرم محمّد بن عبد الله، صلّی الله علیه و آله و سلّم، از نیمه دوم قرن اوّل هجری در مدینه شروع شد.
از مصنّفات قرن اوّل و اوائل قرن دوم اثر مهمّی به جای نمانده است و فقط از طریق کتابهای بعدی است که میتوان از اخبار و آثاری که در آن زمان در مدینه شایع بوده است اطلاع یافت.
تنها کتاب جامع و مدوّنی که بجای مانده و بدست ما رسیده است کتاب محمّد بن إسحاق (متوفّی در سال 150 یا 151 هجری) است که اخبار و روایات مربوط به ظهور إسلام و شرح أحوال و مغازی و سرایای پیغمبر اکرم را در بر دارد.
محمّد بن إسحاق اخباری را که جمع آوری کرده و همچنین کتاب خود را که درباره شرح احوال پیغمبر اکرم صل الله علیه و آله وسلم تدوین نموده است برای شاگردان و راویان چندی تقریر کرده است.
ترجمه کتاب سیرة رسول اللّه (ص) به زبان فارسی
تاکنون آنچه درباره محمد بن اسحاق و عبد الملک بن هشام و شاگردان و راویان ایشان و اصل عربی کتاب سیره آوردیم بر اساس مدارک تحقیقی و موثّق استوار بود.ولی درباره اینکه چه کسی این کتاب را از زبان تازی به زبان پارسی برگردانده و به صورتی که اکنون از نظر خوانندگان
میگذرد درآورده است نص صریح و حتی اشارهای هم در مآخذ مختلفه وجود ندارد و در نسخههایی هم که از این ترجمه بدست ما رسیده و یا از وجود آنها آگاهی یافتهایم در این باره اشارهای نرفته است. بنابرین تا زمانی که مدرک قابل اعتماد و دلیل قانع کنندهای کشف نشده،باید
موقتا و به عنوان فرضیّه کسی را که بر اساس اطلاعات حاصله از دیباجه این ترجمه و سایر مآخذ میتوان احتمال داد که او باید مترجم این کتاب سیره باشد معرفی نمود و به عنوان برگرداننده این کتاب از تازی به پارسی قبول کرد. اکنون باید نگریست و دید چه اطلاعاتی و چه معلوماتی
از دیباجه این کتاب و سایر مآخذ بدست میآید:
بر طبق عباراتی که در دیباجه آمده است مترجم این کتاب کسی بوده است که فارس را ولایت خود میدانسته و به شام و مصر سفر کرده بوده و در مصر دو محدّث را شناخته که کتاب سیرة رسول اللّه (صلّ الله علیه و آله و سلم) را تدریس میکردهاند و در حضور یکی از آن دو
یعنی ابن الجبّاب سیره را برخوانده است و در مراجعت از مصر در شهر ابرقوه به سال 612 و یا بر حسب نسخه ایا صوفیه در 622 با مظفر الدین سعد بن زنگی(متوفی در ذی قعده 623) ملاقات کرده و به دستور وی این کتاب را به فارسی درآورده است.
در نسخه های خطی اصل کتاب سیرة رسول اللّه صلعم به زبان عربی که مورد استفاده ووستنفلد قرار گرفته و آنها را در مقدمه خود توصیف نموده،و از آن جمله نسخه مختصر سیرة رسول اللّه تألیف عماد الدین ابو العبّاس احمد واسطی است، سماع دانشمند معروفی به نام ابو المعالی
احمد بن اسحاق بن محمد بن المؤید بن علی بن اسماعیل الهمدانی الابرقوهی (متولد ابرقوه در 614 و متوفی در مکه به سال 701) ملاحظه میشود که بنابر سماعات همین نسخهها و بنا بر اطلاعات حاصله از کتابهای دیگر،چنانکه بیاید.همین شخص شاگرد ابن الجبّاب بوده است.
بر اساس این مدارک و بر اساس محتویات مقدمه ووستنفلد،شادروان علامه مجتبی مینوی،پس از تفحّص در کتابهای مختلفه چنانکه ذکر آنها بیاید،به این نتیجه دست یافت که مترجم این کتاب پدر ابو المعالی احمد ابرقوهی مذکور یعنی رفیع الدین ابو محمد اسحاق بن ابی عبد اللّه
محمد بن المؤید بن علی بن اسماعیل بن ابی طالب همدانی قاضی ابرقوه است و نیز احتمال داده است که این شخص در بازگشت از مصر در ابرقوه در سال 622 به دستور سعد بن زنگی به ترجمه کتاب پرداخته است.علامه مینوی در پایان تحقیقات خود احتمال دیگری نیز داده است به این شرح:«اگر
مؤلف همین مرد رفیع الدین اسحاق بن محمد باشد حدس دیگری نیز میتوان زد،و آن اینکه قبلا یک بار به شام و مصر رفته بوده است و سیره را بر ابن الجبّاب تنها خوانده بوده است و برگشته و در 612 کتاب را ترجمه کرده بود و سپس در سال 619 بار دوم سفر کرده و به صحبت خود
دو پسرش را نیز برده است تا آنچه را که خود شنیده بوده است آنها هم بشنوند».
چنانکه خواهیم دید این حدس اخیر آن شادروان به واقعیت نزدیکتر است زیرا در مدارکی که بعدا به آنها دست یافتیم قرائن دیگری در تایید تاریخ 612 وجود دارد.
اینک معلوماتی را که درباره مترجم کتاب سیره بر اساس یادداشتهای شادروان علاّمه مینوی در دست بود و اطلاعاتی که پس از وفات آن شادروان (ششم بهمن ماه سال 1355)جمع آوری کردهایم از نظر میگذرانیم.
شیوه ترجمه کتاب سیره و تنظیم آن به زبان فارسی
اینک که به احتمال قوی معلوم گردید رفیع الدین اسحاق بن محمد همدانی قاضی ابرقوه(582-623)مترجم کتاب سیرة رسول اللّه (ص) یا کتاب سیرة النبی یا سیرة النّبویّه روایت عبد الملک بن هشام نحوی کوفی است و ترجمه این کتاب در سال 612 آغاز شده و در همان اوان به پایان
رسیده است،باید هدف مترجم را از این ترجمه معلوم کرد و دانست شیوه او در این کار چگونه بوده و مطالب کتاب را به چه ترتیبی تنظیم و تقسیم بندی کرده است.
رفیع الدین پس از ذکر اینکه«کتاب سیرت پیغمبر ما علیه الصلوة و السلام که محمّد بن اسحاق بن یسار المطّلبی جمع کرده است عمده و متناول اهل نقل است و حجّت و متمسّک اهل فضل»بدین مطلب اشاره کرده است که«علما از جمله سیرتها آن اختیار کردهاند و از جمله روایتها
درین باب به روایت وی اقتصار کردهاند»زیرا محمّد بن اسحاق در جمع آوری سیره پیغمبر صلعم«اسبق و اقدم بود،در علم نقل و روایت افضل و اعلم بود» سپس مترجم هدف خود را از«کتاب سیرت پیغمبر علیه الصلوة و السّلام ترجمه ساختن.و از لفظ تازی با زبان پارسی آوردن»«عام نفع
مسلمانان را» ذکر کرده است.زیرا این کتاب نزد پارسی زبانان«غریب الوجود است فضل از آنکه خود کسی را سماع آن باشد.یا روایت آن تواند کردن».
درباره شیوهای که مترجم در ترجمه کتاب بکار برده است،باید دید او فکر خود را از قیدهایی که هر مترجمی در برابر زبان اصلی یک کتاب به آنها دچار میشود تا چه حد توانسته است آزاد کند و برای آنکه مطالب را به آن نحو که خود فهمیده و خواسته است به خواننده فارسی
زبان بفهماند تا کجا،بدون آنکه از اصل موضوع دور شود،در تغییر عبارات و پس و پیش کردن جملات و ادای توضیحات و آمیختن روایات ابن اسحاق با بیانات ابن هشام،گام برداشته و از ترجمه تحت اللفظی دور افتاده و خواننده را در برابر عبارات و جملاتی که با فکر و ذوق او سازگار
است،قرار داده است.برای درک این موضوع بهتر آن دیدیم که فقراتی چند از ترجمه را در برابر اصل عربی قرار دهیم و اختلافاتی را که از این مقایسه بدست میآید ذکر کنیم.
بنابرین قسمتهایی از باب اوّل و دوم که مربوط به نسب و باب هفتم که مربوط به رضاع پیغمبر صلعم است در نظر میگیریم:
-در سطر 7 صفحه 152(یعنی جبرئیل...»تعبیری است از دو شخص بر حسب معلومات مترجم.
-در سطر 210 و 11 از صفحه 152 عبارات«بعد از ان باز جای خود نهادند و شکم من باز دوختند و درست باز کردند»بیانی است برای توضیح بیشتر.
-در سطر 17 از صفحه 152 عبارت«بیش ازین صداع خود مدار» در تأیید معنی جمله عربی آمده است.
از مقایسه نمونه هایی که آوردیم چنین بر میآید که این کتاب سیره که رفیع الدین همدانی آن را ترجمه مینامد نه تنها یک ترجمه تحت اللفظی نیست بلکه در بعضی موارد از حد یک ترجمه آزاد نیز فراتر است.زیرا مترجم گاهی گفتههای جمع آورنده اصلی اخبار یعنی محمد بن
اسحاق را با توضیحات راوی آن یعنی ابن هشام و بیانات خود چنان بهم آمیخته است که برای بدست آوردن اصل عربی مطالب باید هر جمله یا هر چند جمله از ترجمه را در برابر متن عربی قرار داد و چند بار آنها را مرور کرد تا فهمید چه عبارتی از کیست و از کجا آمده است.
در مواردی که چنین تشویشهایی مشاهده میشود،باید سبب را در آن دانست که مترجم نخواسته است،با ذکر مطالب جنبی که در متن عربی وجود دارد،ذهن خواننده فارسی زبان را،که طبعا نمیتواند چندان عنایتی به آن گونه مطالب داشته باشد،به لغزش درآورد و او را از هدف اصلی
خود که خواندن کتاب سیره است، دور کند.به همین لحاظ تا آنجا که توانسته است حکایات و قصههای مربوط به قبل از اسلام را در زبانی ساده و بدون شاخ و برگ بیان کرده و ضمنا هم هیچگاه در بیان مقصود اصلی آن حکایات و قصهها قصوری نکرده است.امّا تبعیت مترجم از گفتههای
ابن اسحاق و انطباق جملات فارسی با جملات عربی در آنجا واضح و روشن میگردد که مطالب سیره مربوط است به شرح احوال و وقایع زندگانی و غزوات رسول اکرم صلعم و اضافهها یا نقصانهایی که گاه به گاه با مقایسه با عبارات عربی در ترجمه ملاحظه میشود یا برای روشن شدن مطلب
و تأیید آنست یا برای اجتناب از حشو و زوائد و تکرار غیر لازم.همچنین است در مورد قصائد طولانی عربی:«که بیشتر آنست که فرو گذاشتیم و نیاوردیم. از بهر آنکه اشعار عرب از فایده عجم دور میافتد،مگر اهل فضل را» در مورد نسب اشخاص و قبائل و ذکر سلسله سند اخبار مترجم
باز به لحاظ سبک کردن بار خواننده از آوردن آنها احتراز کرده است.
مترجم در مواردی مانند اخبار مربوط به اصحاب الکهف و حکایت ذو القرنین و غیره به تفصیل بیشتری پرداخته است و با تفصیلات مزبور کتاب را آرایش داده و رغبت خواننده را به مطالعه آن افزایش داده است.
بنابراین میتوان این کتاب سیرت رسول اللّه (ص) را در عین اینکه ترجمه ای است از یک کتاب عربی نیز تصنیفی دانست که بر اساس گفته های ابن اسحاق و ابن هشام و اطلاعات و توضیحات مترجم استوار گردیده و باید آن را یکی از بهترین نصوص دینی ساده و بی آلایش زبان
فارسی بشمار آورد.