


دیوان شیخ الرئیس افسر (آکبند)
627٬000 تومان
مشخصات کالا
| نوع چاپ کتاب | چاپ اصل |
توضیحات بیشتر
دیوان شیخ الرئیس افسر
نویسنده: محمدهاشم میرزا شیخ الرئیس افسر ,
بکوشش :عبدالرحمان پارسا تویسکرانی
ناشر: ما
تعداد صفحه: 160
اندازه کتاب: وزیری گالینگور (رنگ جلد ممکن است با عکس متفاوت باشد)
سال انتشار: 1362 نوبت چاپ: 1
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
مروری بر کتاب
شاهزاده محمدهاشم میرزا (زادهٔ 14 دی 1258، سبزوار، درگذشتهٔ 18 شهریور 1319، تهران) ملقب به شیخالرئیس و متخلص به افسر پسر نورالله میرزا پسر محمدهاشم میرزا پسر محمدرضا میرزا پسر فتحعلی شاه بود.وی از شاگردان حاجی میرزا حسن حکیم (داماد حاجی ملا هادی سبزواری) و حاجی میرزا حسین سبزواری بود.او پس از درگذشت ابوالحسن میرزا شیخالرئیس، از طرف احمد شاه شیخ الرئیس لقب گرفت.
در 1327 هجری قمری نمایندهٔ مجلس شورای ملی و در 1330 هجری قمری رئیس معارف و اوقاف خراسان شد. او نه دورهٔ متوالی سمت وکالت مجلس را داشت.وی شاعری خوشسخن بود و مدتی ریاست انجمن ادبی را در تهران داشت. در اشعار خود مباحث اجتماعی را مطرح میکرد. او سرایندهٔ سرود شاهنشاهی ایران است.
افسر از مؤسسان انجمن ادبی ایران بود و سال ها جلسات انجمن به ریاست او اداره می شد. چون به لهجهٔ غلیظ سبزواری صحبت می کرد ، روزنامهٔ ناهید به او لقب چلچله الوکلاء داده بود. او در تهران درگذشت. آرامگاهش در امامزاده عبدالله است. کلیات اشعار او در حدود چهارهزار بیت است که با مقدمه و تصحیح عبدالرحمان پارسا انتشار یافته و قسمتی از آن به نام پندنامهٔ افسر در شیراز به طبع رسیده است.
گفتم که روی خوب تماشا نمیکنم
دل را اسیر زلف چلیپا نمیکنم
در کوچه های عشق قدم هم نمیزنم
خود را همیشه واله و شیدا نمیکنم
پیرم دگر ببزم جوانان نمیروم
اسباب عیش و نوش مهیا نمیکنم
رسوا شدن به عشق بود گر چه آرزو
خود را به چشم جامعه رسوا نمیکنم
به شور عقل دست به کاری نمیزنم
از شور عشق معرکه بر پا نمیکنم
دیدم به عقل میشود اجرای این مرام
آن هم ز دست رفته و پیدا نمیکنم
مشغول توبه بود دلم چهره تو دید
گفتا ز عشق توبه خدایا نمیکنم
تا جای داشت سینه به تیرش هدف نمود
دیگر از او توقع بیجا نمیکنم
زخمی که از تو باشد مرهم نمی نهم
دردی که از تو بود مداوا نمیکنم
جانم به لب رسیده اگر هم به شب رسد
آنشب همان شبی است که فردا نمیکنم
ای مدعی ز یار خبر آور و به بین
جان می کنم نثار رهت یا نمیکنم
ای دل نیاز جز به بر دوست خوب نیست
زآنرو شکیب از تو تقاضا نمیکنم
افسر دگر ز ناله خود ناامید باش
میگفت رخنه در دل خارا نمیکنم
به کوشش: عبدالرحمن پارسا تویسرکانی
شاهزاده محمدهاشم میرزا (1258-1319 شمسی ) ملقب به شیخ الرئیس و متخلص به افسر از اعقاب فتحعلی شاه قاجار بود. این شاعر خوش سخن از آغاز جوانی شعر می سرود و به اشعار کوتاه یعنی رباعی و قطعه گرایش بیشتری داشت. اشعار افسر عموما روان، استوار و خالی از پیچیدگی است و
جز اندک مضامین عاشقانه در غزلیات محدود، درونمایه شعر او بیشتر مسائل اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی است. به طور کلی سرودههای افسر بیشتر در مقوله نظم گنجانده می شود و جوهره شعری کمتر در دیوان او به چشم می خورد. غزلیات کامل و ناتمام، مقطعات و اشعار پراکنده، تضمینات،
مثنوی، رباعیات، اشعار نوآورانه، تک بیتی ها و سرودها مطالب کتاب حاضر را تشکیل می دهند که به کوشش عبدالرحمن پارسا تویسرکانی گردآوری و با اشعاری در سوگ افسر تکمیل گردیده است. چاپ دوم این کتاب در سال 1362 و چهار دهه پس از چاپ اول آن توسط سلسله نشریات ما روانه
بازار کتاب شد.
شاهزاده محمدهاشم میرزا (14 دی 1258 سبزوار 18 شهریور 1319 تهران)، ملقب به شیخالرئیس و متخلص به افسر، ادیب، شاعر، و نمایندهٔ ادوار دوم تا نهم مجلس شورای ملی بود. کلمه آموزشگاه را او ابداع و وارد زبان فارسی کرد.
شاهزاده محمدهاشم میرزا
شیخ الرئیس افسر
سلطنت اواخر قاجاریه، پهلوی اول
زاده 14 دی 1258
درگذشته 18 شهریور 1319
آرامگاه امامزاده عبدالله شهرری
پدر نورالله میرزا
دین و مذهب شیعه دوازدهامامی
تحصیلات
پدرش نورالله میرزا پسر محمدهاشم میرزا پسر محمدرضا میرزا پسر فتحعلیشاه قاجار بود. نورالله میرزا معمم، مکبر، دیپلمهٔ دارالفنون و آشنا به زبان فرانسه بود. محمدهاشم میرزا مقدمات علم را نزد او آموخت و تحصیلات قدیم را نزد استادانی چون محمداسماعیل افتخارالحکماء، حاج میرزا حسن حکیم (داماد حاج ملا هادی سبزواری) و حاجی میرزا حسین سبزواری فرا گرفت.
زندگی سیاسی
محمدهاشم میرزا که از پیشگامان مبارزه با استبداد قاجاریان بود، از بیستسالگی به فعالیتهای فرهنگی و بیدارسازی مردم پرداخت. در 1281 به دلیل انتقاد از حاکمان مستبد، ابتدا به و سپس به نیشابور تبعید شد. در 1283 در آستانهٔ انقلاب مشروطیت از ایران اخراج شد و بهناچار در عشقآباد اقامت گزید. پس از به ثمر رسیدن انقلاب مشروطیت به خراسان ایران بازگشت و برای افزایش آگاهی عمومی تلاش کرد. او مدتی در زمرهٔ آزادیخواهان فرقهٔ دموکرات بود.
در 1288 به نمایندگی از حوزهٔ انتخابیهٔ سبزوار به دورهٔ دوم مجلس شورای ملی راه یافت. پس از خاتمهٔ مجلس دوم و فترتی که پس از آن روی داد، به سمت ریاست معارف و اوقاف خراسان رسید. در دورهٔ سوم از حوزهٔ انتخابیهٔ نیشابور به مجلس رفت و پس از خاتمهٔ مجلس سوم و فترت بعد از آن در عدلیه به کار قضا مشغول شد و سمت مدعیالعموم استیناف را احراز کرد. او پس از درگذشت ابوالحسن میرزا شیخالرئیس، از طرف احمدشاه قاجار، شیخالرئیس لقب گرفت.
محمدهاشم میرزا از مخالفان کودتای 3 اسفند 1299 و کابینهٔ سید ضیاءالدین طباطبایی بود و پس از سقوط این کابینه از حوزهٔ انتخابیهٔ مشهد به دوره چهارم مجلس شورای ملی رفت. افسر از ابتدا در حلقهٔ دوستان عبدالحسین تیمورتاش قرار داشت. تیمورتاش که از روسیه به خراسان بازگشت، از جانب پدر حاکم جوین شد. افسر در رکاب او در آمد و به او ادبیات فارسی آموخت و او را دلبستهٔ شعر و ادب فارسی کرد. وصلت هر دو با خانوادهٔ نیرالدوله، حاکم خراسان، به دوستیشان عمق بخشید.
در مجلس پنجم، افسر بار دیگر نماینده سبزوار شد. او از امضاکنندگان مادهٔ واحدهای بود که در نهم آبان 1304 سلطنت قاجار را برانداخت. در مجلس مؤسسان اول نیز به نمایندگی از مردم سبزوار حضور یافت و به تغییر قانون اساسی و استقرار پهلوی رأی داد.
افسر پس از آن تا دورهٔ نهم کرسی وکالت سبزوار را حفظ کرد و در ادوار هفتم، هشتم و نهم نایبرئیس مجلس بود. او در مجلس سریع و به لهجهٔ سبزواری حرف میزد و فهم سخنش دشوار بود؛ به همین دلیل، روزنامهٔ ناهید به او لقب چلچلةالوکلا داده بود.
کارنامهٔ انتخاباتی
انتخابات سال
حوزهٔ انتخابیه
کل آرا
نتیجه
منبع
دور دوم مجلس شورای ملی
1285
برنده
دور سوم مجلس شورای ملی
1293
نیشابور
6٬042
برنده
دور چهارم مجلس شورای ملی
1300
مشهد
23٬391
33٬756
برنده
دور پنجم مجلس شورای ملی
1302
سبزوار
9٬865
15٬204
برنده
مجلس مؤسسان اول
1304
سبزوار
1٬931
برنده
دور ششم مجلس شورای ملی
1305
سبزوار
19٬351
22٬761
برنده
دور هفتم مجلس شورای ملی
1307
سبزوار
17٬758
19٬408
برنده
دور هشتم مجلس شورای ملی
1309
سبزوار
21٬109
21٬927
برنده
دور نهم مجلس شورای ملی
1311
سبزوار
22٬343
23٬194
برنده
فعالیت ادبی
شیخالرئیس افسر شاعری توانا بود و از جوانی شعر میگفت. بیشتر اشعارش کوتاه و در قالب قطعه و رباعی با مضامین اجتماعی و تعلیمی، روان و بدور از تکلف است؛ عناصر شاعرانه کمتر دارد و بیشتر به نظم میماند تا شعر حقیقی در معنای آفرینش هنری.
افسر مدتی ریاست انجمن ادبی ایران را بر عهده داشت که خود از نخستین اعضای مؤثرش بود و تا زمانی که زنده بود، جلسات انجمن ادبی به مدت هفده سال در منزل شخصیاش برگزار میشد. کلیات اشعار افسر شامل 4 هزار بیت به کوشش عبدالرحمان پارسا در 1321 چاپ شد. محمدتقی بهار دربارهٔ او چنین سروده است: «قطعههای افسر از روی یقین هست طرز قطعهٔ ابن یمین لیک محدود است این» او سرایندهٔ سرود شاهنشاهی ایران است.
ابداع کلمه آموزشگاه
در 29 بهمن 1312 علیاصغر حکمت کفیل (سرپرست) وزارت معارف لایحهای در مجلس شورای ملی (دوره نهم) به شور گذاشت تا برای برپایی 25 «دارالمعلمین و دارالمعلمات» در سراسر کشور بودجه تأمین کند. در همان جلسه، محمدهاشم میرزا پیشنهاد داد که به جای دارالمعلمین و دارالمعلمات، کلمه آموزشگاه به کار رود که هم فارسی است و هم آسان. پیشنهاد او با مخالفت نمایندگان روبرو شد. مثلا دکتر طاهری نماینده یزد گفت که آموزشگاه کار را سخت تر میکند چون باید به جای دارالمعلمین بگوییم آموزشگاه مردانه و به جای دارالمعلمات، آموزشگاه زنانه. شاهزاده افسر به او پاسخ داد که زبان فارسی مانند عربی مذکر و مونث ندارد و آموزشگاه برای هر دو نوع دارالمعلمین بدون هیچ پسوندی می تواند به کار رود. سرانجام پیشنهاد شاهزاده افسر رأی نیاورد.
لایحه پس از شور اول به معارف رفت که هم افسر در آن عضو بود و هم دکتر طاهری. در ، اغلب اعضا کلمه آموزشگاه را پسندیدند و تصمیم گرفتند آن را در لایحه بگنجانند و بار دیگر به رأی مجلس بگذارند. اما باز هم در شور دوم با آموزشگاه مخالفت شد. اسماعیل عراقی نماینده اراک گفت:
«فارسی تر از غالب نقاط ایران، شیراز، یزد و کرمان است. یعنی بیشتر لغات فارسی در آنجاها معمول و متداول است. بنده یقین قطعی دارم که اگر در قسمت دهات شیراز و کرمان بگوییم آموزشگاه کجاست، آنها نمی دانند که این آموزشگاه چیست؟ کجاست؟ میوه است؟ خوراکی است؟ چه چیز است و نمی فهمند».
گرچه واژه آموزشگاه در آن تاریخ بر زمین ماند و به کار نرفت اما در سالهای بعد مورد استعمال یافت و در زبان فارسی جا افتاد.
درگذشت
محمدهاشم میرزا افسر که در اواخر عمر به بیماری قند مبتلا شده بود، در 18 شهریور 1319 بر اثر سکتهٔ قلبی در تهران درگذشت. آرامگاهش در امامزاده عبدالله شهرری است.