دیوان سرخوش تفرشی
دیوان

دیوان سرخوش تفرشی

نو
شماره کالا: 37018657

627٬000 تومان

مشخصات کالا

نوع چاپ کتابچاپ اصل

توضیحات بیشتر

(لطفا قبل از خریدتان برای آگاهی از موجود بودن از طریق ارسال پیام  سوال بفرمایید باتشکر)

دیوان سرخوش تفرشی

مؤلف: یحیی بن عبدالغنی سرخوش

ناشر: نشریات ما

ویراستار: احمد کرمی

زبان: فارسی

سال چاپ: 1362

نوبت چاپ: 1

تعداد صفحات: 191

قطع و نوع جلد: وزیری با جلد گالینگور خارجی

کیفیت : آکبند

(رنگ جلد به صورت تصادفی انتخاب میشود و لزوما رنگ عکس آگهی نیست)

خلاصه :

میرزا یحیی خان تفرشی متخلص به «سرخوش»، از جمله شاعران معاصر پارسی زبان است که در ناحیه کوکانِ تفرش به سال 1277 هـ. ق دیده به جهان گشود. سرخوش تفرشی در سرودن اشعارش، پیرو سبک حافظ بوده و علاوه بر دیوان اشعارش که شامل غزلیات و رباعیات میباشد، منظومه «گوی کوچوکان»، منظومه «طربنامه» و مثنوی «شکرستان» را نیز به رشته تحریر درآورده است. سرخوش تفرشی در ابتدا نزد پدر خود حاجی میرزا عبدالغنی تفرشی (از اهالی طرخوران) و سپس نزد برادر بزرگ خود میرزا محمدعلی و حاجی ملاهادی سبزواری دانشاندوزی کرد و درنوجوانی مقدمات زبانهای پارسی و عربی را فراگرفت و در نگارش خطوط شکسته و نستعلیق مهارت یافت. در همین ایام و به درخواست برادر بزرگ خود که سرخوش تفرشی را مستعد میدید، به تهران آمد. پس از مرگ میرزاعبدالغنی (پدرش) به سال 1295 هـ.ق، به تفرش بازگشت و بعد از مدتی همراه دایی خود که در خرمآباد در امور دولتی بود، به لرستان و خوزستان رفت و مدت ده سال در خدمات دولتی، در آن مناطق بود و سپس به تهران بازگشت و به سال 1308 هـ. ق در سمت دبیری و منشی گری سفارت انگلیس بود سرخوش تفرشی در همین زمان دیوان اشعار خود را که شامل غزلیات و رباعیات بود منتشر کرد. دیوان سرخوش مشتمل بر مقدمه، دیوان غزلیات و سپس مقطعات و رباعیات است. مقدمهای که شرح حالی از مؤلف (یحیی خان تفرشی)، مختصری از جغرافیای مسقط الرأس (زادگاه) آن گوینده هنرمند (تفرش و امامزادهها و قراء مربوطه) و نگارشی از ذکاءالملک محمدحسین خان اصفهانی متخلّص به فروغی در رابطه با اثر مؤلف میباشد. سرخوش تفرشی در آبان 1338 هـ.ق در تهران درگذشت. جایگاه خاکسپاری این شاعر پارسیزبان در جوار آرامگاه شاه عبدالعظیم حسنی میباشد.

دیوان اشعار وی بیشتر از غزلیات و رباعیات تشکیل شد وی پیرو حافظ بوده است .

شرح حال : 

سرخوش در سال 1227 هجری قمری در تفرش متولد شد. سرخوش در یکی از سروده های خود به تفرش اشاره کرده است.

«باشد اگرچه گلشن تفرش وطن مرا                               در ری کنون زباده عشق تو سرخوشم»

وی دوران کودکی، نوجوانی و جوانی خود را در محضر پدر خود حاج میرزا عبدالغنی به تحصیل علم پرداخت. مدتی را در نزد میرزا محمد علی برادر بزرگ خود که از جمله شاگردان حاجی ملاهادی سبزواری بود گذراند و تحصیل علم را ادامه داد. سرخوش تفرشی در هنر و خوشنویسی نیز مهارت داشت.

در نوجوانی مقدمات زبان های پارسی و عربی را فراگرفت. در همین ایام و به درخواست برادر بزرگ خود که سرخوش تفرشی را مستعد میدید، به تهران آمد.

پس از مرگ میرزاعبدالغنی (پدرش) در سال 1295 هـ.ق، به تفرش بازگشت و بعد از مدتی همراه دایی خود که در خرمآباد در امور دولتی بود، به لرستان و خوزستان رفت.

مدت ده سال در خدمات دولتی، در آن مناطق مشغول بود و سپس به تهران بازگشت و به سال 1308 هـ. ق کار دولتی خود و همچنین سرودن شعر را ادامه داد. در همین زمان دیوان اشعار خود را که شامل غزلیات و رباعیات بود منتشر کرد.

سرخوش تفرشی در سال 1338 هجری قمری در سن 61 سالگی دارفانی را وداع گفت و در جوار آرامگاه شاه عبدالعظیم حسنی در شهر ری به خاک سپرده شد.

ویژگی های شعر سرخوش تفرشی

, ویژگی های شعر سرخوش تفرشی, ویژگی های شعر سرخوش تفرشی,

سرخوش تفرشی در سرودن اشعارش، پیرو سبک حافظ است؛ علاوه بر دیوان اشعارش که شامل غزلیات و رباعیات است، منظومه «گوی کوچوکان»، منظومه «طربنامه» و مثنوی «شکرستان» را نیز به رشته تحریر درآورده است.

 دیوان سرخوش مشتمل بر مقدمه، دیوان غزلیات و سپس مقطعات و رباعیات است. مقدمه ای که شرح حالی از مؤلف (یحیی خان تفرشی)، مختصری از جغرافیای زادگاهش و نگارشی از ذکاء الملک محمدحسین خان اصفهانی متخلّص به فروغی در رابطه با اثر مؤلف است.

سرخوش بی گمان یکی از بهترین غزلسرایان روزگار خود بوده ولی در انواع دیگر شعر، توفیق غزلسرایی خویش را نیافته است. هر چند در کار مثنوی سرایی نیز تبحری نشان داده و مثنوی «شکرستان» از او به یادگار مانده است.

غزلهای سرخوش، زیبایی و لطف و انسجامی ویژه دارد؛ در سخن وی سرخوشی و نشاط بیشتر از بث و شکوی در ناسزاواری روزگار و آه و ناله به چشم می خورد. در بسیاری از غزلهایش نرمی و روانی، سخن او را در حد بیانی سهل و ممتنع اوج می دهد.

دیوان سرخوش از غزلهای دلپذیر مشحون است؛ در سراسر دیوانش به ندرت مواردی دیده می شود که شاعر به سلامت سخن خود بی اعتنایی ورزیده باشد مانند آوردن «یاء مطیعی» نه در جای خود و یا قافیه ساختن «یاء مجهول» با «یاء معروف» در این بیت:

 «نظر چگونه ببندم ز چون تو منظوری                                   که در میانه ی خوبان به حسن مشهوری»

اکثر لغات در غزلیات سرخوش ساده و قابل فهم است و دور از ابهام و پیچیدگی است. ترکیبات دشوار به ندرت در اشعارش دیده می شود. اشعارش از لحاظ تفکر بیشتر درونگرا، عارفانه و عاشقانه است و همواره در طلب دیدار یار است و گاهی مخاطب را پند و اندرز می دهد.

نکته مهم دیگری که در اشعار سرخوش دیده می شود این است که در عین درونگرا بودن، شادی گرایی به شدت در اشعار سرخوش تأکید شده است و در اکثر غزلیات از شاد بودن و نشاط داشتن حرف می زند. کم تر دیده شده شاعر از غم و اندوه حرفی بزند و اگر هم بوده به خاطر دوری از معشوق بوده است.

از لحاظ فکری بیشتر ابیات عاشقانه و تا حدودی عارفانه است. سرخوش تفرشی دارای 222 غزل عاشقانه و عارفانه است و سبک شعری شاعر تغزلی همراه با پند و اندرز و مفاهیم عارفانه است.

نمونه هایی از غزل سرخوش تفرشی:

, نمونه هایی از غزل سرخوش تفرشی:, نمونه هایی از غزل سرخوش تفرشی:,

آن کمندی که بدان بسته دل زار من است             چین به چین حلقه به حلقه شکن اندر شکن است

زلف آویخته بر عارض همچون قمرش                   سنبلی مشک فشان بر ورق یاسمن است

بس که تنگ است در این نکته مرا فکر عمیق         لب ببندم ز دهانش که نه جای سخن است

ماه کی چون رخ زیبای تو اندر فلک است             سرو کی چون قد رعنای تو اندر چمن است

صید آهو روشی شد دل من کز خط و خال            غیرت آهوی چین رشک غزال ختن است

هر زمان پیرهن از رشک به تن چاک زنم               تا هم آغوش ببینم به تنش پیرهن است

                                     قصه عشق تو غصه سرخوش به مثل

                                     داستان غم شیرین و دل کوهکن است

                                                                                      (سرخوش تفرشی،14:1360)

                                  

,

عاجز شدم از حساب کاغذ                                   وز زحمت اکتساب کاغذ

گر جمع شود مرا مکاتیب                                     ترتیب شود کتاب کاغذ

با اینهمه نامه آن جفا کیش                                 ننوشت مرا جواب کاغذ

                                   ننوشتن نامه خود جواب است

                                  سرخوش چه کنی حساب کاغذ

,