





مینیاتور استاد فرشچیان شیخ صنعا و دختر ترسا
نو
35٬000٬000 تومان
توضیحات بیشتر
تابلو نقاشی مینیاتور شیخ صنعا و دختر مسیحی استاد فرشچیان
این تابلو ماجرای بسیار عمیق و عجیبی دارد و یکی از تمثیلی ترین آثار ادبی جهان است. نقاشی این اثر از روی یکی از بینظیرترین آثار استاد فرشچیان کشیده شده و بیانگر یکی از شاهکارترین داستانهای تاریخی ادبیاتی ایران به روایت عطار است و اثر بسیار تا بسیار زیبا و کم نظیری است تکنیک اثر قلمگیری به شیوه مینیاتور مدرن است که پیچیدگی ها و تزیینات بسیار زیبا و بینظیری دارد
اندازه تابلو 39*54 سانتی متر است
خلاصه ای از داستان بدین قرار است:
شیخ صنعا پیر و بزرگ عهد و زمانه ی خویش بود که با چهارصد مرید در مکّه زندگی می کرد و به تعلیم و هدایت مردمان و عبادت پروردگار می پرداخت او نزدیک 50 حج و تعداد بیشماری عمره بجا آورده بود و به جز به جا آوردن واجبات از ادای هیچ مستحب و سنتی نیز فروگذار نمی کرد و به حدی از کرامت رسیده بود که بیماران به دعای او شفا می یافتند
اما شیخ ناگهان شبی خواب عجیبی می بیند که در روم ( ترکیه ، سوریه و لبنان کنونی ) به بتی سجده میکند وقتی بیدار میشود به این نتیجه میرسد که سفر به روم گذرگاهی در سیر و سلوک اوست که باید حتماً از آن بگذرد تا به مقصد نهایی زندگیش برسد بنابراین به همراه مریدانش به روم سفر می کند.
در مسیر این سفر وقتی به یک دیر (عبادتگاه مسیحیان) به نام سمعان در نزدیکی دمشق می رسند شیخ دختری ترسا (مسیحی) را می بیند و به یکباره دل و دین به او می بازد . او که شبهای بسیاری را به عبادت بیدار بوده است شبهای فراق عشق را بسیار جانگدازتر می بیند و هرچه مریدانش او را پند می دهند سودی نمی بخشد که نمی بخشد!
از این رو شیخ یک ماه در کوی یار معتکف می شود و چون دیوانگان با سگان همنشین می گردد تا وقتی که دختر از سر تکبر و ناز نظری به او می اندازد که اصلا کیستی و چه می خواهی ؟ پیر راز دلش را میگوید که چه کسی بوده است و از عشق او به چه حالی افتاده است .
دختر ابتدا او را مسخره می کند که با این ریش سفید باید به فکر مرگ باشی تا عشق بازی! اما با اصرار شیخ پذیرفتن عشق او را مشروط به قبول کردن یکی از این چهار شرط میکند :
1 به بت سجده کند
2 قرآن را بسوزاند
3 مسیحیت را بپذیرد
4 شراب بنوشد ( نا گفته پیداست که این موارد تمثیل و به معنی گذشتن از ظواهر ایمان است )
شیخ شرط چهارم را می پذیرد
با نوشیدن شراب ، شیخ هر آن چه از قرآن و احادیث و کتاب های مذهبی در ضمیرش هست، پاک می شود و جز عشق دختر ترسا چیزی در درونش باقی نمی ماند بنابراین سه شرط دیگر دختر را هم قبول میکند اما وقتی می خواهد به وصال دختر برسد او برای خود کابین و مهریه ای طلب می کند و چون شیخ چیزی از خود ندارد از او می خواهد به عنوان مهریه چند سالی برای پدرش خوک چرانی کند !!! در نهایت شیخ تمامی خواسته های دختر را به متقبل می شود و انجام می دهد.
صحنه نقاشی لحظه مسیحی شدن و زنّار بستن ( از رسوم آیین مسیحیت ) است.
اما دیری نمی پاید که دختر با آیین دین اسلام آشنا می شود. از روی خلوص واقعی عاشق راستین خدا و اسلام می شود؛ او که از عشق اسلام و پیغمبرش، بحدی بی قرار شده که سراسیمه به سوی شیخ می رود و به شیخ می گوید به خدای محمد صلی الله علیه و آله و سلم ایمان آورده و همان دم جان می بازد.