




کتاب واژه نامه پارسی (PDF)
100٬000 تومان
مشخصات کالا
| سال چاپ | 1380-1389 ش - 2010-2001 م |
| نوع چاپ کتاب | چاپ اصل |
توضیحات بیشتر
مشخصات کتاب
مؤلف: هومر ابرامیان
مصحّح/مترجم:
ناشر: شرکت کتاب
سال/نوبت چاپ: 1389/اول
تعداد صفحات: 692ص
کیفیت کلی: PDF (مطابق تصویر)
درباره کتاب
زبان هر مردمی پیالهی فرهنگِ آن مردم است؛ پس هنگامی که ما از فرهنگ ایران سخن میگوییم شایسته نیست که آن را در پیالهی ناسازگاری که از واژگان تازی ساخته و پرداخته شده است بریزیم، و نباید به دستآویز این که برخی از دانشمندان ایرانی مانند پورسینا و چند تن دیگر، اندیشههای
فرزانی و دانشی خود را به زبان عربی گفته و نوشتهاند، از زیر بار خویشکاری شانه تهی کنیم و آن را دستِ کم بگیرم.
اگر فرزانگان بلند پایهی ما، از روی ناگزیری به زبان تازی میگفتند و مینوشتند و گاه مانند عطار نیشابوری و مولوی بلخی و بس بسیاران دیگر، گرانمایهترین اندیشههای فرزانی خود را که برآمده از شالودههای بنیادین فرهنگ ایران بود، در پیالهی زبانزدهای قرآنی میریختند، این
نباید دستآویزی باشد برای ما که ما نیز چنین کنیم. ما باید به یاد داشته باشیم که امروز، روز رستاخیز مردم ایران است، امروز روز نو زایی فرهنگ ماست، امروز روزی است که سیمرغ فرهنگ ایران دارد از ژرفای خاکستر خود سر برون میکشد و بالا برمیافرازد، ما باید کوشش خونبار
دانشمندان، سخنسرایان، هنرمندان و دیگر فرزانگان ایرانی را در راستای پاسداری از ارزشهای فرهنگی و گرامیداشتِ بالایشهای میهنی ارج بگذاریم، ولی زمانهی خود را دریابیم و خویشکاری خود را بشناسیم. ما باید کاری را که آنها به شوندِ فشار خونریز زورآوران زمانه نتوانستند
به انجامانند، به خان پیروزی برسانیم.
ولی شوربختانه هنوز هستند کسانی که تا سخن از پارسی ناب به میان میآید بیدرنگ بالا برمیافرازند که اگر چنین کنیم «پس تکلیف حافظ و سعدی و مولوی چه میشود؟؟» نخست از گویندگان این سخن باید پرسید که اگر در اندیشهی پاکسازی زبان خود نباشیم «پس تکلیف فردوسی چه میشود؟؟»
ولی در پاسخ این گروه باید گفت که به کارگیری زبان پارسی در گفتار و نوشتار نه تنها ما را با حافظ و سعدی بیگانه نمیسازد، ونکه (بلکه) وارون آن، ما را به دریافت پیام آنان توانا تر میکند فراموش نکنیم که حافظ و سعدی، ایرانی تبار و پارسی زبان بودند، و اگر گهگاه برای
همآوا کردن سرودههای خود، ناگزیر برخی از واژههای تازی را نیز به کار بردهاند این نباید دستآویزی باشد برای ما، تا از زیر بار خویشکاری بگریزیم و با ندانمکاریهای خود زبان پارسی را، آنچنان به واژههای تازی بیالاییم که حافظ و سعدی هم از دریافت آن ناتوان بمانند اگر
به سرودههای حافظ و سعدی و مولوی و خاقانی و منوچهری و دیگران بنگریم، هزاران هزار واژهی ناب پارسی را در سرودههای آنان خواهیم یافت که ما امروزه از روی بیانگاری به جای آنها واژههای تازی را به کار میبریم. برای نمونه آنان گفتهاند «چنبر» ما میگوییم «دایره»، آنان
گفتهاند برابری، ما میگوییم «تساوی»، آنان گفتهاند «کژ و مژ» ما به شیوهی تازیان میگوییم «کج و مج»، آنها گفتهاند «پسآب» ما میگوییم، فاضلآب» آنها گفتهاند سخن، ما میگوییم «حرف» آنها گفتهاند «گفتار»، ما میگوییم «مقوله» و بسیاری همانند اینها نشان میدهند که درد ما،
درد حافظ و سعدی نیست؛ درد ما درد تنبلی و گریز از زیر بار خویشکاری است. ما میخواهیم به دستآویز پاسداری از سرودههای سعدی و حافظ و دیگران، کار را بر خود آسانتر کنیم و گرنه هر کسی میداند که این سخن گفتن و نوشتن به پارسی، نه تنها آسیبی بر سرودههای سعدی و حافظ نمیزند
و راه را بر دریافت سخن آنان نمیبندد، ونکه پیالهی فرهنگ ما را فراختر و روان حافظ و سعدی را شادمانتر میکند. اگر ایرانی به عطش» بگوید «تشنگی» و به جای «عفونت» بگوید «گندیگی، بدبویی، چرکینی» حافظ وسعدی نه تنها از او آزرده نخواهند شد ونکه سپاسگزار او نیز خواهند
گردید گروهی دیگر بر این باورند که واژههای تازی پس از این که به زبان پارسی درآمدند و شناسنامهی ایرانی گرفتند دیگر نباید واژههای تازی به شمار آیند، اینها بر زبان و کلک بزرگان فرهنگ و ادب ما روان شدهاند، پس باید واژههای ایرانی شمرده بشوند در پاسخ این گروه باید
گفت:
«آری برخی از واژههای تازی ایرانی شده و شناسنامهی ایرانی دارند ولی این گونه واژهها در گفتار و نوشتار نباید در ردهی یکم و همپای واژههای ناب پارسی شمرده شوند، برای نمونه اگر چامهسرایی ناگزیر از به کار بردن «دایره» باشد میتواند آنرا به کار برد، و اگر چنین نیازی
در کار نبود چرا باید «دایره» ی تازی «چنبر» پارسی را از میدان به در کند، چرا باید «عقیم» تازی جای «نازا» و سِتَروَن» پارسی را بگیرد، چرا «شراب» تازی باید جای «می، باده، ننید، مل و آبِ رَز» را بگیرد ... ما که در زبان پارسی واژهی «دستیازی، ربایش، یازش، بهزورگیری،
ربایشگری، دستاندازی و فروگیری» داریم چرا باید واژهی «غصب» تازی را به کار گیریم، و این همه واژههای خوشآهنگ پارسی را از پیالهی زبان خود دور بریزیم. ما که واژههای «نیازمندی، تنگدستی، ناداری، بیچیزی و مستمندی» در زبان خود داریم چه نیازی داریم که «فاقه»ی تازی را
در گفتار و نوشتار خود به کار بریم. پس برخی ار واژههای تازی که به پارسی درآمده و جا خوش کردهاند باید شهروندان ردهی دوم و سوم زبان پارسی شمرده شوند، و تنها زمانی به کار گرفته شوند که یا برابر آنها در زبان پارسی نباشد و یا برای همرده کردن و همآوا کردن پارههای
یک بند در چامهسرایی از آنها بهرهبرداری شود، نه این که آنها را شهروندان ردهی یکم به شماریم و برابرهای زیبای پارسی آنها را از پیالهی زبان خود دور بریزیم گروهی دیگر، پارسیگویی را یک «جنش پادعرب» میشمرند. در پاسخ این گروه باید گفت که بسیاری از عرب زبانان جهان
مانند مردمان مصر، سوریه، عراق، اردن، فلسطین، سودان، یمن و جز اینها «عرب» نیستند. اینها زیر فشار تیغهای برهنهی تازیان، میان مرگ همراه با خواری، یا پذیرش آیین و زبان تازیان، دومی را برگزیدند، و «عربزبان» شدند، پس ما با این مردم ستمدیده نه تنها سر جنگ نداریم
ونکه با آنان همدردی هم میکنیم دیگر این که زبان عربی، زبانی است بسیار رسا و توانا، ولی برای عربها و عربزبانان، نه برای ما ایرانیان، که خود زبانی بسیار و رسا و توانا داریم. آیا هرگز دیدهاید که عربها بگونهای با هم سخن بگویند که نیم بیشتر واژههایشان پارسی باشد؟؟
و اگر چنین کنند، آیا میشود آنان را برای این کار ناشایستشان ستود؟؟ ... پس ار به کار بردن واژههای پارسی در زبان تازی برای عربها ناستودنی است، چرا باید به کار بردن واژههای تازی در زبان پارسی برای ما ستودنی باشد؟؟
عقل چیزی است و خرد چیز دیگری است. واژههای «فرزانگی» و «حکمت» سرشتی یکسره جدا از یکدیگر دارند پس نمیشود به جای حکمت واژهی فرزانگی را به کار گرفت و به فرزانهی بزرگی مانند فردوسی نباید حکیم گفت. واژههای «خلقت» و «آفرینش» را نباید این همان شمرد، و واژهی «سیاست» را باید یکسره از زبان و فرهنگ ایران بیرون گذاشت و به جای آن باید از واژهها و همکردهای شهرآرایی، کشورآرایی، رامیاری، کشورداری، فرمانروایی و جز اینها بهره گرفت. شاید در گفتار دیگری ما به این زمینهها بپردازیم و سخن را رساترکنیم سخن پایانی من این است که پاکسازی زبان پارسی از واژههای بیگانه نباید با «شونیسم پارسی» اینهمانی داده شوند. من که خود یک آشوری ایرانیتبار هستم، هنگامی که به زبان مادریام که زبان آشوری است، سخن میگویم بسیار میکوشم تا از واژههای بیگانه هتا از واژههای پارسی بپرهیزم. هم چنین است در بارهی زبان کردی، که یکی از سرچشمههای زبان پارسی است و زبان بلوچی که شایسته است همهی این زبانها که گویشهای گوناگون ایرانیان هستند، از واژههای بیگانه پالوده بشوند... بشود که سخنوران و سخنسرایان ایرانی، زبان پارسی را که پیالهی فرهنگ ایران است پاس بدارند و در گفتار و نوشتار خود به جای واژههای تازی، واژههای دلانگیز پارسی را به کار گیرند. بشود که در آینده دفترهای آموزشی دورههای دبیرستان و دبیرستانی یکسره به زبان پارسی آراسته شوند ایدون باد و ایدونتر باد
هومر آبرامیان
شرایط عمومی خرید از فروشگاه
خواهشمند است تصاویر و توضیحات را ملاحظه نموده و در صورت لزوم سؤالات خود را (قبل از خرید) با ارسال پیغام مطرح فرمایید.
تذکر مهم
تاکید میشود کتاب به صورت فایل الکترونیک و قیمتها به تومان میباشد و پس از خرید امکان وجه وجود ندارد و خرید کالا به منزله مطالعه و قبول تمام شرایط بالا میباشد.
کلیه عکسها و توضیحات را مشاهده و مطالعه کرده و با کسب اطلاع کامل، اقدام به خرید نموده ام.
#واژه_نامه_پارسی
#هومر_ابرامیان
#کتاب_ساتگین