زمان فروش این کالا به پایان رسیده است.

در صورتی که قصد فروش کالایی مشابه با این کالا را دارید اینجا کلیک کنید.
برای مشاهده کالاهای مشابه به این کالا اینجا کلیک کنید .

شماره کالا: 369223
  اشتراک
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی



خونه مادر بزرگ

مجموعه کامل 24 قسمت - کیفیت خوب +لطفا توضیحات را کامل بخوانید

وضعیت کالا:
نو (غیر آکبند)




فروشنده این کالا


مشخصات کالا
سریال نوع
ایرانی محصول ایرانی یا خارجی
DVD نوع رسانه
کمدی ژانر
VCD/DVD player و کامپیوتر قابلیت پخش
کودک رده سنی

 ،،،» نام: خونه مادربزرگه

» کارگردان: مرضیه برومند

» کشور سازنده: ایران

» سال ساخت: 1366 شمسی

» تعداد قسمت: 24 (سری کامل)

» کیفیت: بسیار خوب (بهترین کیفیت موجود)

» فرمت: DVD

» قابلیت اجراء: بر روی کامپیوتر و تمامی دستگاههای خانگی

 ،،،

» تعداد: 2 دی وی دی

خونهٔ مادربزرگه مجموعه تلویزیونی عروسکی بود که از سال ۱۳۶۶ و به کارگردانی مرضیه برومند ساخته شد. این مجموعه در ۲۴ قسمت ۱۵ تا ۲۵ دقیقه‌ای ساخته شده و چندین بار از شبکه ۲ سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شده‌است.

سریال عروسکی خونه مادر بزرگه از ساخته های خانم مرضیه برومند داستان یه گربه هست به نام مخمل که با یه مادر بزرگ پیر زندگی می کنه و ماجراهایی که با خونواده آقا حنا ( شامل گل باقالی خانوم و نوک سیاه و نوک طلا و نبات) داره. داستان های فیلم در عین زیبایی و دلنشینی حال و هوای وطنی هم داره و باعث میشه بچه ها حسابی با اون سرگرم بشن

عروسک‌ها را یک تیم حرفه‌یی ساختند. عادل بزدوده مخمل را ساخت. مریم سعادت رنگش کرد و حتی عبدالله اسکندری هم نظر داد. رحیم دوستی و مرضیه محبوب هم توی ساختن بقیه عروسک‌ها کمک کردند. کامبیز صمیمی‌ مفخم دکور و صحنه را ساخت. شعر «هزار تا قصه داره» را هم هنگامه مفید و مرضیه برومند با هم گفتند. موسیقی‌اش را بهرام دهقان بار ساخت که اولین تجربه‌اش محسوب می‌شد. در این سریال عروسکی هنگامه مفید به جای مادر بزرگه حرف می‌زد. بامزه ترین شخصیت سریال که پیراهن نارنجی و جلیقه قهوه‌ای به تن داشت و مدام توی ایوان چرت می‌زد، مخمل بود که به جای او بهرام شاه محمد لو حرف می‌زد؛ همان بازیگری که نقش آقای حکایتی را سالها قبل ایفا کرد. رضا بابک به جای آقا حنایی و فاطمه معتمد آریا، هم به جای گل باقالی خانوم و هم به جای نبات حرف می‌زد. آزاده پور مختار جای نوک سیاه حرف می‌زد که پیراهن قرمز گلدار می‌پوشید. مریم سعادت هم به جای نوک طلا حرف می‌زد. مراد پسر مودب و لوس همسایه بود که به جای او راضیه برومند حرف می‌زد. مسعود کرامتی صدای حلزون را در می‌آورد و هرمز هدایت صداپیشگی «هاپوکومار» را بر عهده داشت.

برخی از شخصیت های این مجموعه خاطره انگیز عبارتند از:

مادر بزرگه: هنگامه مفید به جای مادر بزرگه حرف می‌زد. خیلی آرام و شمرده. مادر بزرگه رئیس خانه بود. با همه مهربان بود اما هیچ کس را زیادی پر رو نمی‌کرد و به همه یک جور می‌رسید. خیلی سعی کرد مخمل را سر عقل بیاورد تا این قدر تو کار خانواده آقا حنایی نگذارد. هر کس را می‌خواست صدا کند می‌گفت: «جان قربان»

مخمل: بامزه ترین شخصیت سریال با آن پیراهن نارنجی و جلیقه قهوه ای که سنجاق قفلی داشت. خیلی گربه بود! همه اش توی ایوان چرت می‌زد و از تنبلی توی کار کردن، جان مادر بزرگه را به لبش می‌رساند. چشم دیدن خانواده آقا حنایی را نداشت. فکر می‌کرد زیرابش را پیش مادر بزرگه می‌زنند. هر کاری می‌کرد تا مادر بزرگه پرتشان کند بیرون. اما نبات که به دنیا آمد مخمل عاشقش شد، باهاش بازی می‌کرد و مواظبش بود. یک بار که نبات تب کرد، مخمل تا صبح گریه کرد. به جای مخمل بهرام شاه محمد لو حرف می‌زد، همان آقای حکایتی.

آقا حنایی و گل باقالی خانوم: مرغ و خروس مادر بزرگه بودند. چون شنیده بودند مادر بزرگه مهمان نواز است یک شب با نوک سیاه و نوک طلا، - جوجه‌هایشان آمدند خانه مادر بزرگه و ماندگار شدند. کمی ‌بعد، صاحب یک جوجه کوچولوی دیگر شدند به اسم نبات. معتمد آریا هم به جای گل باقالی خانوم حرف می‌زد هم به جای نبات. البته نبات حرف درست و حسابی‌ای نمی‌زد، همه اش جیک جیک می‌کرد و گل باقالی خانوم هم اشکش دم مشکش بود. رضا بابک به جای آقا حنایی حرف می‌زد که مثل خیلی از بابا‌ها نمونه یک مرد خانواده دوست و زحمتکش بود.،،

نوک سیاه و نوک طلا: «آقا مخمل، آقا مخمل، می‌یای بریم قایم جوجک بازی کنیم؟!» نوک سیاه همین جوری حرف می‌زد، جوجه شیطان و سر به هوای خانواده بود که یک لحظه هم از خواهر ناز نازی‌اش، نوک طلا، جدا نمی‌شد. دائم پا می‌گذاشت روی دم مخمل و حرصش می‌داد. مخمل همه حرصش از خانواده آقا حنایی را سر جوجه‌ها خالی می‌کرد. آزاده پور مختار جای نوک سیاه حرف می‌زد. دور گردن نوک طلا خز زرد بود و پیراهن قرمز گلدار می‌پوشید. مریم سعادت به جایش حرف می‌زد.

مراد: پسر مودب و لوس همسایه بود، می‌آمد کمک مادر بزرگه و با مخمل و بقیه اهل خانه خیلی دوست بود. به جای مراد، راضیه برومند مادر لیلی رشیدی و خواهر مرضیه برومند حرف می‌زد.

آقای حلزون: بعد از یک باران شدید، مادر بزرگه صدای آواز می‌شنود: «به به عجب هوایی، چه آفتاب زیبایی...» این آواز را آقای حلزون می‌خواند، حلزونی که روی لاکش، شیروانی و پنجره چوبی داشت و خیلی مهربان بود. صدای حلزون را هنوز می‌توانید در سریال «بی گناهان» بشنوید، مسعود کرامتی یا همان آب زیر کاه.

هاپوکومار و صاحب: توی سری دوم به خونه مادر بزرگه اضافه شدند. ‌هاپوکومار زخمی ‌و گم شده بود و چون هندی بود، مثل آدمیزاد حرف نمی‌زد. مدتی مهمان مادر بزرگه بود تا صاحب بیاید و پیدایش کند. مخمل از او می‌ترسید و فکر می‌کرد می‌آید و او را می‌خورد. به جای ‌هاپو کومار، هرمز هدایت حرف می‌زد، همان بابای هستی در «میوه ممنوعه» که از دست طلبکارها جیم زده بود.


کالا با پست سفارشی ارسال میگردد
با خرید چند کالا یک هزینه پست پرداخت کنید


 
سوال شما به فروشنده ایمیل شده و از او خواسته خواهد شد که به سایت رجوع کند و جواب سوال شما را بدهد. شما می توانید از همین قسمت سوالات بعدی خود را مطرح نمایید.
برای سوال از فروشنده این کالا وارد حساب کاربری خود شوید.
اگر حساب کاربری ندارید ثبت نام کنید.
  کالاهای مشابه

سایر کالاهای مشابه ›› کالای مشابه دیگری وجود ندارد